پدیدآورنده: غلامرضا گلی زواره ،
،
وقتی انسان به تزکیه و تصفیه درون خود پرداخت و قلب و ذهنخویش را از زنگها و زنگارها دور ساخت، رفته رفته نسبتبهشخصیتهای برجسته و وارستهای که فرستادگان الهی و ائمه هدیهستند بصیرت مییابد و به موازات شعلهور گشتن نائره محبت الهیدر جانش، رابطهاش با خاندان عصمت و طهارت با شور و شوق بیشتر واظهار ارادت قلبی همراه میگردد. اما اگر این جلوههای عواطف ازشناختی عمیق و آگاهی گسترده سرچشمه بگیرند، پرتوهای معنوی اماممیتواند در جلب و جذب معنویت و نور گرفتن از خورشید پرفروغ حقموثر باشد.
به همین دلیل، مشاهیر علمای شیعه به تاسی از سیره اهلبیت ونیز، توصیه ستارگان درخشان آسمان ولایت و امامت، نسبتبه حضرتسیدالشهداء عشق سرشار داشتهاند و این حماسه بزرگ چنان شوری درآنان ایجاد کرده که در مجالس و محافلی که به نام آن حضرت بر پامیشود سر از پا نشناخته و در سوگ آن سالار فداکاران خالصانهمیگریند.
و حتی در ایام محرم و صفر تحقیقات، تدریس و انجام امور عادیرا به حالت تعطیل و تعلیق درآورده لباس سیاه بر تن مینمایند. ومیکوشند که در منازل، مدارس علمیه و حسینیهها مجالس سوگواری برپا کرده و از تکریم عزاداران و خدمتبه جامعه سوگوار دریغنورزند. برخی از آنان هم در وصیت نامه خود به برپایی شعائرالهی و مجلس عزاداری تاکید کرده و وصیت کردهاند که قدری ازتربتحضرت حسین(ع)یا دستمالی که اشکهای خویش را با آن پاککردهاند با آنان دفن شود.
در واقع، دانشمندان شیعه به موازات فعالیتهای تحقیقی، تالیفو تصنیف و پدیدآوردن آثار متعدد در این زمینهها و کسب موفقیتممتاز در رشتههای متنوع اسلامی، مبارزات سیاسی و کارنامه بسیارعالی در عرصه خدمات فرهنگی و اجتماعی به همراه تربیتشاگردانیفاضل، وارسته و متعهد، لحظهای از توجه به مراسم سوگواری خامسآل عبا غافل نبودهاند و پیمودن فرازین قلههای علمی و رسیدن بهمدارج عالی موجب آن نگردیده که این فرزانگان وارسته بر مصائبعاشورا نگریند، چرا که فاجعه شهادت مظلومانه سیدالشهداء را ازهر حادثه و رویداد تاریخی دیگری دردناکتر و غم انگیزترمیدانستند. و از یاد آن صحنهها به اندوهی جانگداز و سرشکیسوزناک مبتلا میشدند. چنانچه خود آن امام فرمود: من کشته اندوهو اشکم. هیچ مومنی مصائب مرا به یاد نمیآورد مگر آنکه محزونشده و اشکش جاری میگردد.
سرشک جانسوز
اشک آن بزرگان بر معرفتی استوار بود که نسبتبه سالار شهیدانداشتند و از ستمی که به ناحق بر او و یارانش رفته ناراحت وآزرده بودند. همچنین بر حسب اصل تولی، نسبتبه این خاندان و ازجمله امام حسین(ع)ارادت میورزیدند. چنین محبتی ایجاب میکند کهآنان در مجالس ذکر مصائب و سرگذشت آن حضرت حضور یابند یا دربرپایی این گونه محافل بکوشند و بر اثر چنین تذکری سیل اشک برگونهها روانه سازند. علاوه بر این دو انگیزه درونی، عالمان شیعهمتوجه روایات و احادیثی هستند که شیعیان را به تشکیل مجالسسوگواری و گریه بر سیدالشهداء ترغیب و تشویق میکنند.
آری، اندوهی که از مصائب کربلا در دل دوستان اهل بیتبه وجودآمده و موجب شده علمای بزرگ از شیخ کلینی تا امام خمینی(قدسسره)هم در این جهت اهتمام ورزند، سرشکی مقدس، شریف و ارزشمنداست. زیرا این برنامههای عاطفی، ارج نهادن به فضایل و مناقبیاست که امام و یارانش دارا بودند و بزرگداشت فداکاری بزرگی استکه این عزیزان در جلوگیری از تحریف ارزشها و مسخ فرهنگ اسلامیاز خویشتن نشان دادند. این سوگواری و گریستن زنجیری معنوی بهوجود میآورد که قلوب شیعیان را به یکدیگر متصل کرده و سپس همهروانهای محزون را با روح بلند و تابناک آن شهید مظلوم پیوندمیزند و محبت او را در دلها جایگزین میکند. این گریهها از یکطرف جویباری را تشکیل میدهند که صفا و صمیمیت و محبت را درمیان شیعیان پدید میآورده و بعد به سوی اقیانوس بیپایان رحمت ومغفرت پروردگار جاری میشود و از سوی دیگر، میتواند سیلی راپدید آورد که بساط ظلم و استبداد را در هم نوردیده و کاخ بیدادرا ویران سازد.
مشاهیر و شخصیتهای بزرگ بر این باور بودند که تجدید خاطراتتاثرآور آن حادثه عظیم، بویژه در ایام عاشورا که با نوحه وندبه همراه است. روح را لطیف نموده و احساسات را تهییج میکند وبهترین محرک عزاداران به تبعیت از آن شهید برای مجاهدت در راهخدا میباشد.
انگیزه بسیاری از نهضتهای شیعه وجود همین سوگواری ممتد برفاجعه کربلا در هر محرم و یاد حماسه و استقامت امام حسین(ع)واصحابش در راه احیای حق و حقیقتبوده است. بنابراین گریستن برسیدالشهداء در بعد مبارزاتی یک جنگ عاطفی است و همچنین میتواندعامل تحولات بزرگ اجتماعی و تقویت روحیه و شجاعت افراد باشد.
چنانچه حضرت امامخمینی(قدس سره)فرمودند:
«ما ملت گریه سیاسی هستیم، ما ملتی هستیم که با همین اشکهاسیلی جریان میدهیم و سدهایی را که در مقابل اسلام ایستاده استخرد میکنیم.»
به قول یکی از نویسندگان معاصر:
«گریه زبان گویای انسانی است که مورد ستم قرار گرفته وحقوقش تضییع شده است. برای چنین مظلومانی گریه زبانی است کههیچ قدرتی نمیتواند آن را قطع کند.»
حضرت امام حسین(ع)روشنگری بود که نالههای در گلو شکسته وضجههای در خون نشسته مردمان مومن را در عصر اختناق اموی تبدیلبه فریاد کرد و آنچه را که حتی برخی چهرههای سیاسی و معروف آندوران تصورش را نمیکردند با قاطعیت فرمود. پیوند گسستناپذیرمردم با چنین امامی از طریق سوگواری بر آن حضرت تداوم واستحکام مییابد.
به فرمایش پدر بزرگوارش حضرت علی(علیه السلام):
«قلوب الرجال وحشیه فمن تالفها اقلبت علیه» .
ارواح و قلوبرا با یکدیگر سنخیتی است که به اصل همه آنهابازمیگردد، و چوندر جمعی به سوگ مینشینند و برای حادثهای توام با حماسه وفداکاری میگریند، این روانها به هم رسیده ریشههای خویش رامییابند، سوز و گداز خود را لمس میکنند، شعلههای عشقمیافروزند، ذوب میگردند و یکی میشوند. این راز را پارسایان وفرزانگان پرهیزکار به خوبی درک میکنند، ولی آنان که غرور دنیاو شرارت سرمستشان کرده با درک چنین حقیقتی فاصله دارند.
وقتی محور ایمان است و کشتی مومنین بر موج خون میگذرد، تاریخطی الارض میگردد. و آنگاه معراج و صعود و وصال پیش میآید که مادر جبهههای جنگ تبلور این عشق به عاشورا را به خوبی دیدیم.
مقام اشک
عزاداری برای سالار شهیدان و گریستن بر امامی که همراه بایاران وفادار خود عاشقانه جهت زنده نگاه داشتن آیین حق باستمگران عصر به مبارزه برخاست و پرده از سیمای کریه دستگاهفاسد بنیامیه برافکند، وظیفه تمامی مسلمانان است و حرکتی استاسلامی که ناشی از وابستگی و پیوستگی شیعیان با اهدافائمه(علیهم السلام) میباشد. براستی چرا ما برای امامی عزادارنباشیم که در تاریخ بشر حماسه آفرید و طنینی به نام عاشورا درگنبد افلاک افکند و با تقدیم همه هستی و تحمل مصائب فراوانسرمشقی برجسته برای طالبان حق گردید؟
سیره ائمه هدی و علمای شیعه نیز بر تشکیل مجالس عزای حسین وتوصیه وتشویق بر اقامه این مجالس بود،تا واقعه کربلا چون مشعلیفروزان در سراسر تاریخ، روشنی بخش راه انسانهای مشتاق حق وتشنه معرفتباشد. آری، گریه بر چنین امامی فریاد قلب و جنگعاطفی با خط یزید و یزیدیان در طول تاریخ است.
امامان شیعه از پیروان و حامیان خود میخواستند که نسبتبهبرگزاری سوگواری برای پنجمین فروغ عصمت وطهارت جدیت داشته و هرساله در مراسم عاشورا به یاد این حماسه توام با مصیبتی جانکاهعزاداری کنند. شیعیان نیز درگذر تاریخ پرفراز و نشیب خود باجهد و تلاش بسیار یاد عاشورا را زنده نگاه میداشتند تا به سفارشموکد رهبران آسمانی و پیشوایان دینی خود جامه عمل بپوشانند. بهعلاوه عقل و منطق این گونه حکم میکند که انسانهای برجسته چه درحال حیات ظاهری دنیوی باشند و چه نباشند مورد تجلیل قرار گیرندو در سالروز شهادتشان دوستدارانشان اندوهگین و متاثر گردند،بویژه اگر فردی در راه هدفی بزرگ و مقصدی عالی جان خویش راتقدیم کرده باشد.
حضرت امام حسین(علیهالسلام)بزرگ مردی وارسته و نمونهای کاملاز زهد و تقوا است که مزین به صفات نیکوی اخلاقی است. او علاوهبر شایستگیهای ذاتی، از شرافت نسبی و خانوادگی برخوردار بوده ودر راه هدفی پاک با انگیزهای خالصانه و الهی قیام نموده و مرگبا عزت و شرف را از ظلم پذیری برتر دانسته است. چنین انسان باعظمتی با آن عزت نفس و مقاومت در مقابل مصائب و ظلم ستیزی،شایسته تجلیل است و باید به یاد جانبازیهای او مردم بر سر وسینه بزنند و بگریند.
نکته دیگر اینکه اگر چنین امامی در قید حیات دنیوی بود، مردماز وجودش فیض میبردند و حال که به شهادت رسیده و از حیات پربرکتش محرومند، پیروان او باید با سوگواری و عزاداری با حرکتاو همنوایی کنند.
البته به تعبیر استاد شهید مرتضی مطهری:
«شهید از راه خون خودش نوعی جاودانگی به خویشتن میدهد و بههستی خود ارزش ابدی میبخشد. و برای همیشه این خون در رگهایاجتماع میجهد. و چون حماسه آفریده گریه بر او، شرکت در حماسهاشو هماهنگی با روحش و موافقتبا نشاطش و حرکت در موجش است.»
آن استاد شهید مینویسد: «گریه همیشه ملازم استبا نوعی رقت وهیجان. اشک شوق و عشق را همه میشناسیم. در حال گریه و رقت وهیجان خاص آن، انسان بیش از هر حالت دیگر خود را به محبوبی کهبرای او میگرید نزدیک میبیند و در حقیقت در آن حال است که خودرا با او متحد میبیند. گریه بیشتر جنبه از خود بیرون آمدن وخود را فراموش کردن و با محبوب یکی شدن(است)... راز بقای امامحسین(علیه السلام)این است که نهضتش از طرفی منطقی است و بعدعقلی دارد و از ناحیه منطق حمایت میشود و از طرف دیگر، در عمقاحساسات و عواطف راه یافته است.
ائمه اطهار که به گریه بر امامحسین(علیه السلام)سخت توصیه کردهاند حکیمانهترین دستورها رادادهاند، این گریه هاست که نهضت امام حسین(علیه السلام) را دراعماق جان مردم فرو میکند، به شرط آنکه گروهی که بر این مخزنعظیم گمارده شدهاند بدانند چگونه بهره برداری کنند.» البتهآیهالله مطهری با این توجیه عوام مخالف است که به امامحسین(علیه السلام)تنها به چشم یک آدم نفله شده که کشته شدنشترحمانگیز است و از طرفش حماسهای صورت نگرفته است مینگرند.
ولی در جای دیگر از احساسات صادقانه مردم حمایت میکند ومیگوید:
«با همه نقایصی که الان در کار است، خوشبختانه مردم احساساتواقعی نسبتبه سیدالشهداء دارند. بعضی از اشخاص که البته سوءنیت ندارند، چون میبینند از این قضیه سوء استفاده میشود عقیدهشان این شده که اصلا باید به کلی این قضیه از بین رود! ؟
میگویند مردم که گریه میکنند به علت این است که شنیدهاندگناهانشان با این گریهها بخشیده میشودو الا گریه نمیکردند. نهآقا، این اشتباه است. واقعا این طور نیست... گریه احساساتمیخواهد انسان تا متاثر نشود گریه نمیکند، یا باید حزن داشتهباشد یا باید شوق داشته باشد،... واقعا امام حسین(علیهالسلام)را دوست دارند و به او عشق میورزند و از سوز دل برایشاشک میریزند...
بهترین راه و نزدیکترین راه همین است که از همین احساساتصادقانه مردم در باره حسین بن علی(علیه السلام)که حقیقت دارد ودر باره شخصی که شایسته این احساسات است و صاحب این مکتب بسیاربزرگ و عالی است استفاده کنیم... »
در مسئله عاشورا و عزاداری برای خامس آل عبا، مهم این است کهانسان قلبا با یک فداکاری شکوهمند انس پیدا میکند و در دریاییاز حماسه شنا مینماید. این شرکت قلبی خیلی اهمیت دارد چنینگریه هایی علاقه و ارتباط با امام را میرساند و نفرت از دشمن رانشان میدهد و در سازندگی اجتماعی و استواری ارزشها و پایداریبنیانهای عقیدتی دخالت دارد.
آیهالله حائری شیرازی طی سخنانیدر جمع سلحشوران جبهههای جنگ تحمیلی عراق علیه ایران میگوید:
«شما که عشق ابا عبدالله(علیه السلام)را در سینه دارید اینرا فراموش نکنید که مادر شما در جلسات عزاداری، شما را بغلکرده و برده، اشک ریخته و اشکش بر روی لبهای شما، بر رویگونههای شما ریخته و از آن اشک مصرف کردهاید. شوری آن اشک شمارا بر سفره ابا عبدالله نمک خوار کرده است. شما نمک روضه اباعبدالله را در اشک مادرهایتان چشیدهاید. این است که با اسم اوآشنائید و در این شبهای محرم اگر گریه نکنید از خود منزجرید وسالی که کمتر گریه کردهاید آن را سالی مبارک نمیدانید. ولیسالی که در آن از گریه غش کردهاید، آن را سال زنده، سال خرم وفرخنده میدانید... شیعه این طوری است که در این محرم هر چهبیشتر گریه کرده باشد بهتر ساخته میشود... »
حرمت اشک و مقام منیع آن در این است که در اختیار انسان نیستو تا دل نسوزد و سینه نگدازد چنین چشمهای جاری نمیگردد. کسی کهدرون طاهر و اندیشه صادقی داشته باشد میتواند بگرید. آن وقتچنین اشکی گواهی میدهد که صاحبش با امام حسین(علیهالسلام)صمیمیت دارد. در واقع آدمی که سیر حرکت امام حسین(علیهالسلام)را تصدیق میکند و رفتارش را در تمامی صحنههای کربلامیپذیرد و خود را متعلق به چنین حماسهای میداند. جزئی از قافلهنینوا میشود. چنین شرکت قلبی اساسی است و حاوی ارزش میباشد. ولذا آنکه بر عاشورائیان میگرید، جز حاکمیتخط امام حسین(علیهالسلام)بر چیز دیگری نمیاندیشد. در واقع اشک یک نوع بیعت عاطفیبا رهبر است و قطرات آن تایید قراردادی است فیمابین امت وامام.
هم احساس شدن روحها با حماسه حسینی در اصلاح جامعه دخالتدارد. هرچند آن امام با شخصیت عالیقدری که دارد مالک قلبمیلیونها انسان است، ولی باید افرادی که بر این مخزن عظیم وگرانقدر روحی و عاطفی گمارده شدهاند، بتوانند از آن در جهت همشکل نمودن، اتحاد و یگانگی قلبها با حماسه حسینی بهره برداریصحیح کنند تا به اصلاح جامعه کمک شود.
متفکر شهید مرتضی مطهری نوشته است: «عزاداری سنتی امامحسین(علیه السلام) تبدیل حرکتبه بنیاد است، این عزاداری که بهحق در بارهاش گفته شده: «من بکی او ابکی او تباکی اوجبت لهالجنه» که حتی برای تباکی(خود را به گریه زدن)هم ارزش فراوانقائل شده در اصل فلسفهاش تهییج احساسات علیه یزیدها و ابنزیادها و به سود حسینیها بوده. در شرایطی که حسین به صورت یکمکتب در یک زمان حضور دارد و سمبل راه و روش اجتماعی معین ونفی کننده راه و روش موجود معین دیگری ستیک قطره اشک برایشریختن واقعا نوعی سربازی است.
در شرایط خشن یزیدی در حزب حسینیها شرکت کردن و تظاهر بهگریه کردن بر شهدا، نوعی اعلام وابسته بودن به گروه اهل حق واعلان جنگ با گروه باطل و در حقیقت نوعی از خود گذشتگی است.
اینجا است که عزاداری حسین بن علی یک حرکت است. یک مبارزهاجتماعی است...»
وسیلهای برای هدف مقدس
گریستن که زبان حال مردم است، و از زلال آینه دل خبرمیدهد وحکایت پرحرارتترین اشتیاق، گرمترین احساس و خالصترین گرایشمیباشد، وسیلهای برای نیل به هدفی مقدس است. اشکی که میبارد ونالهای که از گلو برمیخیزد و گریهای که اندک اندک از دلمیجوشد، زبان صادق و طبیعی شوق، اندوه و درد و در یک کلام عشقیک انسان است. اما باید متوجه این حقیقت مسلم و واقعیت محتومبود که گریهای که تعهد و آگاهی و شناختن محبوب و آمیختگی باایمان و هماهنگ گشتن با معنویت را به همراه نداشته باشد، جزشستشوی چشم خاصیت دیگری ندارد. یکی از نخستین کسانی که برسرگذشتحضرت امام حسین(علیه السلام)گریست عمر سعد پلید بود واولین فردی که بر این گونه گریه ملامت کرد حضرت زینب(سلام اللهعلیها)، فراموش نکنیم که در عزای شهیدان کربلا ما برای اینسوگوار هستیم که امت مسلمان میخواهد فاجعه حکومت جنایت و رویکارآمدن قساوت و نمایان شدن رذالت را فراموش نکند و در غمعزیزانی محبوب و در عزای قهرمانان ارزشها بگرید. امامخمینی(قدس سره)میفرماید: «مجلس عزا نه برای این است که گریهبکنند برای سیدالشهداء و اجر ببرند، البته این هم هست و دیگرانرا اجر اخروی نصیب میکند، بلکه مهم آن جنبه سیاسی است که ائمهما در صدر اسلام نقشهاش را کشیدهاند که تا آخر باشد...»
و در جای دیگر یادآور شدهاند: «باید فکر کنید که اینها یکمساله سطحی نبوده است که میخواستند جمع بشوند و گریه کنند، خیرما ملت گریه سیاسی هستیم...»
در سخنی هشدار دهنده فرمودهاند: «حرف میزنید، خطبهمیخوانید... مردم را به گریه وادار میکنید. مردم هم که گریهمیکنند، همه روی این مقصد باشد که این اسلام را مامیخواهیم...»
هر مکتبی تا پایش سینه زن نباشد، تا پایش گریه کن نباشد حفظنمیشود ما باید برای شهیدمان گریه کنیم، فریاد کنیم، مردم رابیدار کنیم. البته یک مطلبی هم که بین همه ما باید باشد ایناست که این نکته را به همه مردم بفهمانیم، همهاش قضیه این نیستکه ما میخواهیم ثواب ببریم، قضیه این است که ما میخواهیمپیشرفت کنیم، سیدالشهداء هم که کشته شد... ثواب برای او خیلیمطرح نبود، آنطور رفت که این مکتب را نجاتش بدهد اسلام را زندهکند...»
حضرت آیهالله العظمی مرعشی نجفی نیز سوگواری و گریستن برایاباعبدالله(علیه السلام)را با اهداف مقدس آن امام مرتبط دانستهو تاکید نمودهاند که این گونه مراسم نباید مشتمل بر محرماتشرعی باشد:
«نهضت امام حسین نهضتی است الهی و مسلمین قیام بر علیه ظلمو استبداد را از آن حضرت فرا گرفتهاند، لذا طبق رسوم درزمانهای گذشته تاسیس مجالس روضه خوانی و ذکر مصیبتهای وارده براهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام و سینه زدن و زنجیر زدن وامثال آنها به شرط آن که مشتمل بر محرمات الهیه نباشد هیچ گونهاشکالی ندارد، بلکه در این عصر لازم و دارای اجر و ثواب زیادیاست... پیروان آن حضرت بیش از پیش در حفظ شعائر اسلام و ترویجمذهب تشیع و انعقاد مجالس سوگواری سعی بلیغ داشته باشند.»
آری، محرم حریم ایمان و حصار قرآن است و در این ماجرا درصحرای سوزان کربلا سیلی از خون جاری شد و گلستانی از شهیدبرافراشته گشت. حسین بزرگ پتک فریادهای بیدارگر را با خطابهایپرشور بر مغزهای علیل فروکوبید. امت را آفت زدایی کرد و اسلامرا که بازیچه یزید گشته و میرفت که توسط عمال این پلید تحریف ودستکاری شود، از طهارت شط فرات شستشو داد و آن را یک بار دیگردر سیمای اصیل خویش و به عنوان اسلام ناب محمدی در برابر چشمانتاریخ به نمایش گذاشت و بدین گونه، نهضتحسینی شفای بیماریدلها و امید قلبهای تشنه ایمان و فروغ اندیشهها گشت و بهحرکتها جهتبخشید. پیامهای شفابخش خود را آن امام همام بربالهای سرخ شهادت نگاشت و پیکهای رهایی را بر موجهای محرم وعاشورا سوار نمود و در مکتبها و کلاسهای کربلا که همه جا هست وتعطیلی ندارد به آنان که در فکر نجات انسانیت هستند درس ایثارو شهامت آموخت. او که رهپوی وادی عشق بود در قربانگاه خویش درآخرین لحظه نیز سرود توحید و رضا خواند و بدین گونه کشتی نجاتو مشعل هدایت گشت .
پس باید در گریهها و سوگواریها چنین اهداف مقدسی در نظر باشدو مجالس عزاداری در سازندگی روحی و اخلاقی حاضرین و ترویج نیکیو نهی از زشتی کوشا باشند و عزاداران خود را با خلق و خویحسینی هماهنگ کنند.
برای هدفی که حق استباید از وسیله درست استفاده کرد وآمیختن چنین فضای معنوی و با قداستبا امور غیر واقع، موهوم وخرافی روا نمیباشد. البته ابراز احساسات دسته جمعی در زنده نگهداشتن خاطره مقاومتبزرگترین حامی حق یعنی امام حسین(علیهالسلام)و هیجانات قلبی در روزهای عاشورا که به جهت دفاع از حق وعدالت در پیشانی تاریخ بتشده نه تنها یک عمل جائز استبلکهمطلوب و مورد تاکید میباشد که احساسات و عواطف پاک و هیجانهایعقلانی در راه حمایت از ارزشهای عالی انسانی در ایام سوگواریمحرم ابراز گردد. اگر به چشم حقیقتبین و عرفانی معنوی بهواقعه کربلا و سوابق و لواحق آن بنگریم، این حقیقتبزرگ کشفمیشود که حادثه کربلا قربانی عظمت اسلام و فدیه بقا و احیاء اسلامبود که از خاندان پیامبر داده شد. به قول جلال الدین همایی:
«تاریخ نشان داد که این قربانی در پیشگاه حق مقبول افتادهاست... اما آن خون نخفت و تا قیامت هم نخواهد خفت، از هر قطرهخونی که در کربلا ریخته شد قیامی و نهضتی پدید آمد تا دستگاههایکفر و انحراف از دین را یکی بعد از دیگری سرنگون ساخت تا دینالهی و قرآن آسمانی را زنده و پایدار نگاه داشت و آن میراثگرانبها را امروز به دست ما رسانید ما نیز در صیانت آن بایدبکوشیم...» و استفاده درست از این منظومه منور باید در برنامهما قرار گیرد و نباید این گونه فکر کنیم که وقتی هر کاری وجههمذهبی به خود گرفتخوب است و حاوی ثواب میباشد، اگر چه روحآورنده دین از آن بیزار باشد. و هر تشریفاتی که نام مقدس امامحسین(علیه السلام)روی آن باشد موجب عزت دنیا و آخرت است، هرچندروح مقدس آقا اباعبدالله(علیه السلام) را در فشار قرار دهد وخاطر امام را برنجاند.
اگر ما اعتقاد به این داشته باشیم که خداوند دستگاهی دارد کهرسیدن به آن مشکل است، ولی نعوذ بالله امام حسین(علیه السلام)راکه با اشک و گریه راضی میشود شفیع خود قرار میدهیم و آن حضرتخود کارهایمان را درست میکند، به خطا رفتهایم. چنین باوری بهشفاعتسید شهیدان هم باطل است و هم جفا در حق اوست. زیرا امامبرای رضای خداوند و احیای آیین جاودانی اسلام به پا خاست و قیامکرد. سیدمظلومان در آن موقع که شمشیرهای دشمن از هر طرف از غلافبیرون کشیده شده و تیرها مثل قطرات باران او را هدف قرار دادهبودند، نماز اول وقت را ترک نفرموده و آن را با جماعت اقامهنمود و به حامیان خود نشان داد که عبادت یک اصل و اساس میباشد.
عالمان شیعه که در برپایی مجالس سوگواری برای امام حسین(علیهالسلام)در قول و عمل اصرار داشتهاند، به پیروی از سیره پیامبرانو ائمه، اهل عبادت، تهجد و دعا بودند.
بر عموم علاقمندان و عزاداران سیدالشهداء که در مواکب حسینی ومجالس نوحه خوانی شرکت میکنند اعلام میشود که اگر واقعا مشتاقبه آن حضرت هستند و میخواهند از سالار حماسه سازان کربلا متابعتکنند و در مذهب خود از روی فهم و عقل قدم برمیدارند، بدانند کهسید شهیدان در آن گرمای خشن بیابان کربلا، با لب تشنه و هجومدشمن و لشکر ضلالت پیشه نماز را فراموش نکرد و آن را به صورتصلات خوف و به جماعتخواند. پس اگر کسی به سیدالشهداء علاقه داردو بر او میگرید، ولی به نماز اهمیت نمیدهد و آن را از اول وقتبه تاخیر میاندازد، به قول شهید آیهالله قاضی طباطبایی:
«معنایش این است کهای سید مظلومان که خون پاک خود را در راهاقامه نماز بر زمین کربلا ریختی، در این عبادت از تو تبعیتنداریم و در آن عمل و هدف با شما شرکت نمیکنیم.»
مورخ دانشمند دکتر محمد ابراهیم آیتی مینویسد: «... بدا بهحال مسلمانی که نماز نخواند یا روزه نگیرد یا حقوق مردم رارعایت نکند یا با ارتکاب کارهای حرام آلوده گردد و آنگاه دلخوشباشد که من مرید امام حسینم(!)از این مسلمان باید پرسید که توچرا مرید امام حسین(علیه السلام)شدهای که نه تو کارهای امام راخوش داری و نه او کارهای تو را خوش داشت...»
شهید آیهالله سیدعبدالحسین دستغیب که بر گریه و سوگواری برایامام حسین(علیه السلام)تاکید زیادی داشت و حتی گریستن بر آنامام را مختص به زمان خاصی نمیدانست. میگوید: «اصلا حسین کشتهاشک(قتیل العبره)است» و عقیده دارد: « درست است که این گریهحجابها را عقب میزند، رقت قلب میآورد و انسان را به یاد خدامیاندازد، ولی به شرطی که عزادار رو برنگرداند. باید آدم شد تااو شفاعت کند. کسی که موقع نماز واجب مراقبت ندارد که نماز ازاو فوت نشود مصداق سخن امام صادق(علیه السلام)است که میفرمایدشفاعت ما به خفیف شمارنده نماز نمیرسد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر