پدیدآورنده: جواد محدثی ،
،
وقتی ابزاری برای انجام کاری ساخته میشود، یا وسیلهای برایایفای نقشی پدید میآید، غفلت از جنبه ابزاری بودن و اصالتدادن به یک وسیله، فراموشی یا تباهی هدف را در پی دارد. درقلمرو فرهنگ و آداب و سنن اجتماعی، ملی و مذهبی نیز این اصلصادق است. آفت وقتی دامنگیر فرهنگ عمومی جامعه میشود که«وسیله» به تدریج تبدیل به «هدف» شود و «پل عبور»، به«اقامتگاه دائمی» تغییر یابد.
بصیرت دینی و شناخت ژرف از فرهنگ دینی، سبب میشود که این آفت،به بافتهای عقاید و آداب و رسوم دینی راه نیابد. «پوسته» و«مغز» یا به تعبیر دیگر «شکل» و «محتوا» حتی در فرائض وسنن و عبادات و مناسک و شعائر هم قابل طرح و تامل است.
مگر نه اینکه «نماز»، اگر فاقد حضور قلب و توجه باطنی و ادبعبودیت و درک عاشقانه و عابدانه باشد، اصیتبازدارندگی ازفحشا و منکر را از دست میدهد و به یک سری حرکات و اذکار فاقدروح تبدیل میشود؟ و مگر نه اینکه اگر «روزه»، ثمره تقوا وتربیت روحی و تقویت ایمان و انگیزه و اراده را پدید نیاورد،برای روزهدار جز تحمل رنج عطش و گرسنگی چیزی نیست؟ و مگر نهاینکه اگر «حج»، تمرین عبودیت و خلوص و اطاعت نباشد و«زیارت»، زائر را به حجت الهی نزدیک نسازد و خشوع قلبی پدیدنیاید، از آن هدف مورد نظر فاصله گرفته است؟
این جمود بر ظواهر و وایستایی در قالبها و شکلها و ره نیافتناز پوسته و قشر به مغز و لب و لباب، در دستگاه ابا عبد الله وسنت عزاداری و نحوه اقامه ماتم بر سید مظلومان و عترت رسولنیز میتواند این «سنتحسنه» را از تاثیر لازم بیندازد و آنرا تا حد کارهایی سطحی و حرکاتی نمایشی و تقلیدی تنزل دهد.
این مظلومیت مضاعفی برای «عاشورا» است. راستی ... چه کسانیبا شهدای کربلا همدلی دارند؟ عزاداری مطلوب کدام است؟
شیوههای رایج در سوگواری و مدح و مرثیه که بعضا خالی از بدعتهم نیست، تا چه حد با آن «فلسفه عزاداری» که مورد نظرامامان معصوم بوده است، همخوانی دارد؟
وقتی اهل بصیرت ودردمندان دلآگاه، از بیم عوام نتوانند یا نخواهند به آن«وجه مطلوب» در این مراسم پای فشارند، عواقبی چون سطحی بارآمدن مردم یا عوامزده شدن برنامههای تبلیغی و مجالس حسینیطبیعی است! چه کسی سوگوار اباعبدالله الحسین(ع) است؟ آنکهفریادهای مصنوعی سر میدهد ولی دیدهای خشک و جامد دارد، یاآنکه آرام همچون شمع میسوزد و چشمه اشک بر چهرهاش جاری میشودو روحش تلطیف شده، احساس قرابتبا کربلا و عاشورا میکند و خویشرا سبکشده و آرامشیافته مییابد؟
حتی علم و کتل و زنجیر ودسته و هیئت و... اگر سوگواران را چنان به «خود» مشغول سازدکه به جای «هادی» بودن به سرچشمه گرم و جوشان و ایمانخیزعاشورا، به «عایق» تبدیل شود و شور و عشق را از خود عبورندهد و دست و دل عزادار را به صحن و سرای «جوهره کربلا» و«هویت عاشورا» نرساند، این نیز مصیبتی دیگر است. در دستگاهحسینی، ما بیش از «حنجره گرم» و «صدای خوب»، به «معرفتعمیق» و «خلوص در عمل» نیازمندیم. درست است که اهل بیت،کریم و بزرگوارند، ولی با گذشت این همه قرن از مظلومیتشاندیگر وقت آن نیست که هنوز هم مکتبشان مظلوم و مهجور بماند وخورشید «فرهنگ اهل بیت»، در محاق برخی سطحینگریها و عوامزدگیهارنگ ببازد.
کیست که از جایگاه و اهمیت کار مرثیهسرایان و مداحان مخلصبیخبر باشد؟ از آن طرف هم کیست که از انزوای منبر و وعظ وارشاد و تحت الشعاع قرار گرفتن نسبتبه «صدا» و «حرکات» و... دلخون و افسرده نباشد؟ بزرگان ما یکی از برکات نهضتحسینیرا پدید آمدن سنگر تبلیغ و منابر حسینی و مجالس وعظ دینی ومعرفتآموزی نسبتبه احکام شرع و حلال و حرام میدانند. حیفنیست که این سنگرها خالی و خلوت شود و هر جا که بوق و کرنا وساز و سرنا بیشتر و بلندتر بود، گرمتر و پر مشتریتر باشد؟
اگر کسی نماز ریایی یا بیروح بخواند، درمان آن ترک نمازنیست، بلکه رهنمون شدن به سوی نماز با واقعیت است. اگر کسیزائر بیبهره و خاصیت است، علاجش ترک مزار و زیارت نیست، بلکهافزایش بار معلومات و معرفت است. در مساله سنت عزاداری هماگر رگههایی از ناصوابی و جلوههایی از پوستهگرایی و غفلت ازجوهره و مغز دیده میشود، عاقلانه و صحیح، تصحیح شیوه است وبینش، نه تعطیل برنامه و مراسم. اما چه کسی یا چه کسانی بایدپیشگام شوند و از کجا و چگونه باید شروع کرد؟ آیا غیرتعاشورایی دلسوختگان ثار الله، میپذیرد که آن منبع جوشان وبیدارگر و تربیتکننده حسینی، از اثر بیفتد یا کمخاصیتشود؟
درست است که همهساله شاهد گسترش برنامهها و اقبال عموم بهاینگونه برنامههاییم، ولی آیا به موازات این «گسترش درسطح»، «نفوذ در عمق» هم هست؟
«کمیت» و افزایش آن، آنگاه دلگرمکننده است که همراه با«رشد کیفی» هم باشد. صاحبان «بیان» و «قلم» و بانیانمجالس و محافل، روسای هیئتها و تشکلهای دینی، عهدهدارانموقوفات و بودجهها، مبلغان و مداحان و شاعران و هنرمندان، برنامهسازان صدا و سیما، مدیران جراید و مطبوعات و... هر یکبه نوعی و در حد توان و شعاع وجودی خویش مسوولند. کاری که بهاین گستردگی در سطح جهان اسلام بویژه قلمرو ممالک و مناطق شیعیرواج دارد، تلاشی همگانی و «بسیج عمومی» میطلبد، تا «حرکتتصحیحی» یک بخش، با «شیوه تشویهی» بخش دیگر خنثی نشود وآنچه را کسانی میبافند، دیگران پنبه نکنند، باری، تصحیح، نهتعطیل!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر