۱۳۸۷ آذر ۱۸, دوشنبه

تصحیح یا تعطیل؟...


پدیدآورنده: جواد محدثی ،

،
وقتی ابزاری برای انجام کاری ساخته می‏شود، یا وسیله‏ای برای‏ایفای نقشی پدید می‏آید، غفلت از جنبه ابزاری بودن و اصالت‏دادن به یک وسیله، فراموشی یا تباهی هدف را در پی دارد. درقلمرو فرهنگ و آداب و سنن اجتماعی، ملی و مذهبی نیز این اصل‏صادق است. آفت وقتی دامنگیر فرهنگ عمومی جامعه می‏شود که‏«وسیله‏» به تدریج تبدیل به «هدف‏» شود و «پل عبور»، به‏«اقامتگاه دائمی‏» تغییر یابد.
بصیرت دینی و شناخت ژرف از فرهنگ دینی، سبب می‏شود که این آفت،به بافتهای عقاید و آداب و رسوم دینی راه نیابد. «پوسته‏» و«مغز» یا به تعبیر دیگر «شکل‏» و «محتوا» حتی در فرائض وسنن و عبادات و مناسک و شعائر هم قابل طرح و تامل است.
مگر نه اینکه «نماز»، اگر فاقد حضور قلب و توجه باطنی و ادب‏عبودیت و درک عاشقانه و عابدانه باشد، اصیت‏بازدارندگی ازفحشا و منکر را از دست می‏دهد و به یک سری حرکات و اذکار فاقدروح تبدیل می‏شود؟ و مگر نه اینکه اگر «روزه‏»، ثمره تقوا وتربیت روحی و تقویت ایمان و انگیزه و اراده را پدید نیاورد،برای روزه‏دار جز تحمل رنج عطش و گرسنگی چیزی نیست؟ و مگر نه‏اینکه اگر «حج‏»، تمرین عبودیت و خلوص و اطاعت نباشد و«زیارت‏»، زائر را به حجت الهی نزدیک نسازد و خشوع قلبی پدیدنیاید، از آن هدف مورد نظر فاصله گرفته است؟
این جمود بر ظواهر و وایستایی در قالبها و شکلها و ره نیافتن‏از پوسته و قشر به مغز و لب و لباب، در دستگاه ابا عبد الله وسنت عزاداری و نحوه اقامه ماتم بر سید مظلومان و عترت رسول‏نیز می‏تواند این «سنت‏حسنه‏» را از تاثیر لازم بیندازد و آن‏را تا حد کارهایی سطحی و حرکاتی نمایشی و تقلیدی تنزل دهد.
این مظلومیت مضاعفی برای «عاشورا» است. راستی ... چه کسانی‏با شهدای کربلا همدلی دارند؟ عزاداری مطلوب کدام است؟
شیوه‏های رایج در سوگواری و مدح و مرثیه که بعضا خالی از بدعت‏هم نیست، تا چه حد با آن «فلسفه عزاداری‏» که مورد نظرامامان معصوم بوده است، همخوانی دارد؟
وقتی اهل بصیرت ودردمندان دل‏آگاه، از بیم عوام نتوانند یا نخواهند به آن‏«وجه مطلوب‏» در این مراسم پای فشارند، عواقبی چون سطحی بارآمدن مردم یا عوام‏زده شدن برنامه‏های تبلیغی و مجالس حسینی‏طبیعی است! چه کسی سوگوار اباعبدالله الحسین(ع) است؟ آنکه‏فریادهای مصنوعی سر می‏دهد ولی دیده‏ای خشک و جامد دارد، یاآنکه آرام همچون شمع می‏سوزد و چشمه اشک بر چهره‏اش جاری می‏شودو روحش تلطیف شده، احساس قرابت‏با کربلا و عاشورا می‏کند و خویش‏را سبک‏شده و آرامش‏یافته می‏یابد؟
حتی علم و کتل و زنجیر ودسته و هیئت و... اگر سوگواران را چنان به «خود» مشغول سازدکه به جای «هادی‏» بودن به سرچشمه گرم و جوشان و ایمان‏خیزعاشورا، به «عایق‏» تبدیل شود و شور و عشق را از خود عبورندهد و دست و دل عزادار را به صحن و سرای «جوهره کربلا» و«هویت عاشورا» نرساند، این نیز مصیبتی دیگر است. در دستگاه‏حسینی، ما بیش از «حنجره گرم‏» و «صدای خوب‏»، به «معرفت‏عمیق‏» و «خلوص در عمل‏» نیازمندیم. درست است که اهل بیت،کریم و بزرگوارند، ولی با گذشت این همه قرن از مظلومیتشان‏دیگر وقت آن نیست که هنوز هم مکتبشان مظلوم و مهجور بماند وخورشید «فرهنگ اهل بیت‏»، در محاق برخی سطحی‏نگری‏ها و عوام‏زدگی‏هارنگ ببازد.
کیست که از جایگاه و اهمیت کار مرثیه‏سرایان و مداحان مخلص‏بی‏خبر باشد؟ از آن طرف هم کیست که از انزوای منبر و وعظ وارشاد و تحت الشعاع قرار گرفتن نسبت‏به «صدا» و «حرکات‏» و... دلخون و افسرده نباشد؟ بزرگان ما یکی از برکات نهضت‏حسینی‏را پدید آمدن سنگر تبلیغ و منابر حسینی و مجالس وعظ دینی ومعرفت‏آموزی نسبت‏به احکام شرع و حلال و حرام می‏دانند. حیف‏نیست که این سنگرها خالی و خلوت شود و هر جا که بوق و کرنا وساز و سرنا بیشتر و بلندتر بود، گرمتر و پر مشتری‏تر باشد؟
اگر کسی نماز ریایی یا بی‏روح بخواند، درمان آن ترک نمازنیست، بلکه رهنمون شدن به سوی نماز با واقعیت است. اگر کسی‏زائر بی‏بهره و خاصیت است، علاجش ترک مزار و زیارت نیست، بلکه‏افزایش بار معلومات و معرفت است. در مساله سنت عزاداری هم‏اگر رگه‏هایی از ناصوابی و جلوه‏هایی از پوسته‏گرایی و غفلت ازجوهره و مغز دیده می‏شود، عاقلانه و صحیح، تصحیح شیوه است وبینش، نه تعطیل برنامه و مراسم. اما چه کسی یا چه کسانی بایدپیشگام شوند و از کجا و چگونه باید شروع کرد؟ آیا غیرت‏عاشورایی دلسوختگان ثار الله، می‏پذیرد که آن منبع جوشان وبیدارگر و تربیت‏کننده حسینی، از اثر بیفتد یا کم‏خاصیت‏شود؟
درست است که همه‏ساله شاهد گسترش برنامه‏ها و اقبال عموم به‏اینگونه برنامه‏هاییم، ولی آیا به موازات این «گسترش درسطح‏»، «نفوذ در عمق‏» هم هست؟
«کمیت‏» و افزایش آن، آنگاه دل‏گرم‏کننده است که همراه با«رشد کیفی‏» هم باشد. صاحبان «بیان‏» و «قلم‏» و بانیان‏مجالس و محافل، روسای هیئتها و تشکلهای دینی، عهده‏داران‏موقوفات و بودجه‏ها، مبلغان و مداحان و شاعران و هنرمندان، برنامه‏سازان صدا و سیما، مدیران جراید و مطبوعات و... هر یک‏به نوعی و در حد توان و شعاع وجودی خویش مسوولند. کاری که به‏این گستردگی در سطح جهان اسلام بویژه قلمرو ممالک و مناطق شیعی‏رواج دارد، تلاشی همگانی و «بسیج عمومی‏» می‏طلبد، تا «حرکت‏تصحیحی‏» یک بخش، با «شیوه تشویهی‏» بخش دیگر خنثی نشود وآنچه را کسانی می‏بافند، دیگران پنبه نکنند، باری، تصحیح، نه‏تعطیل!

هیچ نظری موجود نیست: