۱۳۸۷ آذر ۱۸, دوشنبه

حیات عاشورا


پدیدآورنده: جواد محدثی،

،
شکستن حصار
فرهنگ شیعی و خط اهل بیت، که بارزترین نماد آن در «حماسه عاشورا» تجلی یافت، پیوسته از سوی امویان و عباسیان مورد هجوم بود، تا از صحنه تأثیرگذاری در اندیشه‏ها و عمل‏ها دور باشد. «انزوای تحمیلی»، سیاست رایج خط خلافت در برابر خط امامت بود.
امامان شیعه نیز برای شکستن این حصر، بر فرهنگ «یاد» تکیه داشتند و بهره‏گیری از زیارت و مرثیه و شعر و «احیای امر ائمه» تا سیاست بایکوت اموی و عباسی را ناکام بگذارند.
نقاب بر چهره حق افکندن و پوشاندن تابش و جلوه خورشید، سابقه‏ای بس طولانی دارد. آفتاب حق هم پشت ابر نمی‏ماند و روشنگر جهان می‏شود. این تمثیل، در تقابل خط امامان و خط خلفا به وضوح دیده می‏شود.
از سویی، به شهادت اسناد تاریخی، هتک و قتل و تبعید و زندانی ساختن ائمه و فرزندان زهرا علیهاالسلام و حتی ممنوعیت تصریح به نام آنان، تا چه رسد به زیارت حضوری و دیدار چهره به چهره، سیاستی رایج از طرف قدرت‏های حاکم بود و این شاید برای ناآشنایان به بازی‏های تاریخ، باور کردنی نباشد، ولی گواهی اسناد را چه می‏توان کرد؟!
از سوی دیگر، ترویج فرهنگ ذکر و شعر و زیارت و مدح و مرثیه، به خصوص احیای یاد عاشورا و مظلومیت ابا عبدالله الحسین علیه‏السلام به عنوان یک خط مشی دراز مدت و حصارشکن و خنثی کننده توطئه به انزوا کشاندن «مکتب اهل بیت»، به روشنی دیده می‏شود و ماندگاری جلوه‏های شیعی و جاودانگی نام و یاد کربلا و عاشورا، در سایه همین فرهنگ است.
در عصر حضور
نوشتن و گفتن و نشر فکر و سرودن حماسه و مرثیه، از اسلوب‏های موفق تبلیغی در مورد یک اندیشه و مرام و حادثه است. وقتی اهل باطل از این شیوه بهره می‏گیرند، چرا پیروان حق چنین نکنند؟
در مقابل دروغ‏پردازی‏ها و جعل حدیث و پخش فضایل ساختگی نسبت به امویان و وابستگان حاکمان جور که کار «بازرگانان حدیث» بود،(1) تأکید امامان بر نقل فضایل اهل بیت عصمت و تشویق شاعران به سرودن شعر درباره خاندان پیامبر و بهره‏گیری از آن در تبیین و افشای مظلومیت آل الله، هم مقابله با آن «جوّ دروغ» بود، هم انجام رسالتِ «دفاع از حق».
ذکر مناقب و بیان احادیث اهل بیت، در آن جو آلوده به تزویر و دغل، ارزشی گران داشت و نوعی مبارزه به شمار می‏آمد، حتی در فرصتِ بالای دار هم فضایل عترت را بیان می‏کردند؛ همچو میثم تمار.
در آن عصر خشن و روزگار خفقان‏زده نسبت به «راه راست»، احیای فرهنگ اهل بیت، تلاشی مثبت و سازنده محسوب می‏شد و شاعران متعهد شیعه، ضمن افشاگری علیه مظالم جباران، به نشر مناقب علوی و مصائب عاشورا و خط فکری ائمه معصوم وطرح هدایتی شیعه می‏پرداختند، تا مردم حق‏طلب، در آشفته بازار آن همه خطوط گوناگون و جریان‏های فکری و سیاسی ساخته و پرداخته دستگاه حاکم یا منحرفانِ شهرت‏طلب، «عروة الوثقی» و «حبل المتینِ» استوار و اطمینان‏بخش و «صراط مستقیم» را بشناسند و به بی‏راهه نروند.(2)
برگزاری جلسات و دیدارهای حضوری و نقل احادیث ائمه و آشنا ساختن توده‏های هوادار اهل بیت با سخنان معصومان، در زمان حیات ائمه و عصر حضور هم جریان داشت و مورد تشویق امامان بود و از آن به عنوان «احیای امر» یاد می‏شد.
امام صادق علیه‏السلام از فضیل می‏پرسد: آیا می‏نشینید و با هم حرف می‏زنید و حدیث می‏گویید؟ می‏گوید: آری! جانم به فدایت. حضرت فرمودند:
«اِنَّ تِلْکَ المجالِسَ اُحِبُّها، فَاَحیُوا اَمْرَنا یا فُضَیْل، فَرَحِمَ اللّهُ مَنْ اَحیی اَمْرَنا ... .»(3)
«این گونه مجالس را من دوست می‏دارم، پس ای فضیل! امر ما را زنده بدارید، رحمت خدا بر کسی که امر ما را احیا کند.»
در حدیث دیگری چنین توصیه فرمودند:
«تَزاوَرُوا وَ تَلاقُوا وَ تَذاکروا و اَحْیُوا اَمْرَنا.»(4)
«همدیگر را دیدار و ملاقات کنید، با هم مذاکره و گفت و گو کنید و امر ما را زنده نگاه دارید.»
این تعبیر «اَمْر» همان چیزی است که مقوم، ریشه و مبنای «فرهنگ اهل بیت» و «خطِّ امامت» است، یعنی عقیده به جایگاه و علم و عصمت و امامت آنان و اطاعت امرشان و حجت دانستن آنان در امور دین و دنیا. علامه مجلسی در تفسیر این کلمه نوشته است:
«مراد از "امر ائمه"، امامت و دلایل امامت ائمه و فضیلت‏ها و صفات آنان است و نیز نقل اخبار و نشر آثارشان و بحث و یادآوری علومشان و احیای دانش‏هایشان از طریق عنایت و توجه و نوشتن و نقل کردن، به شکلی که مانع از کهنه شدن و فراموش گشتن و فرسودگی معارف آنان گردد و به نحوی باشد که مایه حفظ آن شود.»(5)
روی این اصل، تشکیل جلسات ذکر و حدیث‏خوانی و منقبت‏خوانی و نقل معارف اهل بیت، موجب زنده شدن و زنده ماندن فکر و فرهنگ سازنده شیعی بوده و علی‏رغم سیاست خلفا در جهت بستنِ درِ خانه ائمه و منزوی ساختن آنان و به فراموشی سپردن این جریان حق، خورشید فروزان فضایل و جلوه‏های مرامشان دل‏ها و اندیشه‏ها را در تسخیر خود داشت و امامان، حاکمانِ بلامنازع و فرماندهان بی‏ساز و برگِ دل‏ها و جان‏ها بودند.
ذکرها و یادها نیز نوعی مبارزه بود و جلسات انس و دیدار، یافتن محور وحدت به شمار می‏آمد و حلقه‏های نقل احادیث، مایه انسجام فکری و پیوندهای عقیدتی شیعه محسوب می‏شد. امامان نیز مشوق این گونه برنامه‏های فرهنگی در عصر خودشان بودند.
اهرم شعر (مدایح و مراثی)
ارزش شعر خوب و متعهد و مکتبی، وقتی روشن‏تر می‏شود که به تباه‏گری سروده‏های منفی و شعرهای تخریبی و قالب‏های ادبی استخدام شده در خدمت کفر و ظلم و فساد توجه شود. در هر صورت، هر دو سلاح است، یکی «با حق»، یکی «برحق». شعر منفی و ضدارزش را جز با شعر خوب و پرمحتوا و آرمان‏گرا نمی‏توان پاسخ گفت. اگر شعر مبتذل و فاسد، «سیّئه» باشد، شعر ارزشی «حسنه» است و به مقتضای آیه «اِدْفَعْ بِالَّتی هِیَ اَحْسَنُ السّیئةَ»،(6) باید «سیّئات شعری» را با «حسنات شعری و هنری» دفع کرد و از میدان به در برد.
دربارهای خلفا، هم برای توجیه حکومت ظالمانه خویش، هم برای به انزوا کشاندن یا لجن مال کردن رقیبان و دشمنان، از شاعران و اهرم شعر بهره می‏گرفتند.
در مقابل، شاعران مکتبی و پروردگان دامن اسلام و دلباختگان اهل بیت، با شمشیر شعر به میدان می‏رفتند و در حوزه ادب و کلام و بلاغت و شعر، به تمجید خوبی‏های خاندان رسالت و بیان مفاسد خلفا و ماندگار ساختن یاد مظلومیت شهدای کربلا می‏پرداختند.
کسانی همچون فرزدق، کمیت، دعبل، عوف بن عبدالله، عبدالله بن کثیر، عبدی کوفی و ... با زیباترین و مؤثرترین وجهی، مفاخر و فضایل ائمه را در قالب شعر بیان می‏کردند و با جان‏سوزترین تعبیرات، مظلومیت «آل علی» و شهیدان راه حق و کشتگان وادی عشق در کربلا را ترسیم می‏کردند.
در آن روزگار، شاعران متعهد شیعه، سنگرداران پرشور و مبارزان نستوه میدان بیان بودند و جهادشان مورد توجه ائمه بود و شاعران مکتبی، در دل حق‏طلبان و باطل‏ستیزان جا داشتند و از همین رو اغلب تحت تعقیب بودند.
به بیان مقام معظم رهبری:
«با توجه به پایگاه بلند "شعر مسلکی" در قرن‏های اول و دوم هجری و یادآوری این نکته که شاعر متعهد به مسلک، برجسته‏ترین و مؤثرترین نقش را در ترویج گرایش‏های مسلک خود و تبیین هدف‏ها و شعارهای آن به کار می‏برده است، طبیعی می‏نماید که حساب ویژه‏ای برای اظهارات و سروده‏های شاعران وابسته به جناح‏های سیاسی در نظر گرفته آید ... شاعران هواخواه علویان در قصاید خود که غالباً سرشار از نوعی عاطفه شورانگیز ناشی از احساس مظلومیت است، این استدلال‏ها را رد کرده، استدلال‏های دیگری و گاه از نوع همان‏ها بر حقانیت ادعای ائمه شیعه ارائه می‏نمودند ... .»(7)
به تعبیر استاد محمدرضا حکیمی:
«در شعر مذهبی، نظر کلی بر نشر مبادی دین بود و احیای حقایق ایمان و زنده کردن دل‏ها و جان‏ها و جاری ساختن خون حماسه و تعهد در رگ‏ها و پی‏ها. از این رو شاعران بزرگ شیعه، همیشه برای حکومت‏های فاسد، خطری بزرگ محسوب می‏شدند؛ زیرا آنان در خلال مدح آل محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم ، حقایق دین و صفات لازم حاکم دینی را یاد می‏کردند و با ذکر صفات اسلامی امامان و مقایسه و تحقیر زمامداران، دل‏ها را به حق و حکومت حق توجه می‏دادند.»(8)
حمایت امامان از شاعران متعهد
امامان شیعه، با صراحت و کنایه، با گفتار و عمل، مدافع شاعرانی بودند که سلاح شعری خویش را در این جبهه به کار می‏گرفتند و مدیحه‏سرای اهل بیت و مرثیه‏سرای مظلومانِ آل علی بودند. وعده پاداش‏های عظیم الهی، برای شاعرانی که مدح آل محمد کنند و درباره امامان شعر بسرایند، در این رابطه است. این فرموده امام صادق علیه‏السلام که:
«مَنْ قالَ فینا بیتَ شِعر بَنی اللّهُ لَهُ بَیْتاً فی الجَنَّةِ.»(9)
«هر که درباره ما یک بیت شعر بسراید، خداوند برایش خانه‏ای در بهشت بنا کند.»
یکی از احادیث فراوان در این مورد است. عالمان راستین نیز در پیروی از همین خط ولایی، نظرات روشن و مثبت خویش را ابراز کرده‏اند.(10)
علامه امینی در تحلیل موضع حق شاعران شیعی و حمایت آنان از خاندان رسالت، درباره «سید حمیری» که یکی از این وارسته مردان مخلص اهل بیت بود و از یادآوران بزرگ عاشورا و از محبوبان و مقربان در نگاه و دل امام صادق علیه‏السلام به شمار می‏رفت، نوشته است:
«... از بسیاری از شاعران در جدیت و دعوت به بنیاد استوار، پیشی گرفت و در ستایش عترت پاک پیامبر، فراوان شعر گفت و با ایثار جان و هستی در راه تقویت روح ایمان در جامعه و احیای دل‏های مرده، با پراکندن و نشر فضایل "آل اللّه" وگسترش فضایل این خاندان و نکوهش و انتقاد از دشمنانشان، از دیگر شاعران، برتر و بالاتر گشت ... و به گفته ابوالفرج اصفهانی، شعرهایش یا آمیخته با مدح بنی هاشم، یا بدگویی و انتقاد از دشمنان و مخالفانشان بود.»(11)
این شیوه، بخشی از تولی و تبری به شمار می‏رفت که شاعران ولایی دیگر نیز در این عرصه فعال بودند. دِعبل هم یکی از چهره‏های فعال درا ین مورد بود و در مدح امیرالمؤمنین و مرثیه ابا عبدالله الحسین و ستایش از خط ائمه، شعرهای فراوانی سرود. روشن است که داشتن چنین خط و موضعی برای شاعران دار بر دوش گران تمام می‏شد. زندگی سراسر سختی و فشار و آکنده از هراس این گونه فرزانگان شیردل، نشان این حقیقت است.
مثلاً وقتی کمیت، قصیده بلندی در مدح بنی هاشم و سوگنامه زید بن علی و پسرش یحیی بن زید سرود، گزارش این قصیده به هشام بن عبدالملک رسید، به والی آن روز کوفه نوشت وسوگندش داد که دست و زبان کمیت را قطع کند. ناگهان کمیت، خانه خود را در محاصره نیروهای سواره والی دید. آنان کمیت را دستگیر و زندانی کردند.(12) این نشانگر آن است که شعرهای موضع‏دار چنین شاعران، تنها به ائمه معصوم منحصر نمی‏شد و حساسیت حاکمان جبار هم تنها به سوگ سروده‏های مخصوص امام حسین علیه‏السلام و عاشورا نبود.
اشک و عزا، سلاح شیعه
در راستای احیای «امر ائمه» و فضایل و مظلومیت و مکتب آنان، جز شعر و ادب، اشک و عزا هم به صحنه آمد و به توصیه امامان، به عظیم‏ترین عاملِ ماندگاری خط اهل بیت، به ویژه حادثه برانگیزنده عاشورا تبدیل شد.
در همین مورد نیز، «عزاداری» نقش خود را در «حصارشکنی» ایفا کرد و نوحه‏سرایی و گریه و برپایی مجالس عزا و به کارگیری سلاح اشک، اهداف ائمه را پیش برد و دشمنان ظالم را رسوا ساخت.
اگرچه سوگواری و اشک ریختن بر مظلومیت اهل بیت عصمت، در مورد همه امامان مظلوم و شهدای آل علی و اولاد فاطمه، مطرح بوده است، اما مسأله سیدالشهداء علیه‏السلام در این میان، ویژگی چشمگیرتری داشته و از اثرگذاری و تحول‏آفرینی بالاتری برخوردار بوده است. از این رو، بیشترین تأکید نیز از سوی امامان نسبت به گریه وعزا و زیارت و تربت و تجلیل از سیدالشهدا صورت گرفته است.
جعفر بن عفان یکی از مرثیه‏سرایان امام حسین علیه‏السلام است. امام صادق علیه‏السلام به او فرمود:
«شنیده‏ام درباره حسین بن علی شعر می‏گویی و خوب هم شعر می‏گویی! گفت: آری ای پسر پیامبر. آن گاه از سروده‏های خود در محضر امام خواند. حضرت و حاضران به شدت گریستند، آن چنان که اشک بر صورت و محاسن امام جاری شد. سپس امام فرمود: ای جعفر! به خدا قسم در لحظه‏ای که سوگنامه حسین علیه‏السلام را می‏خواندی، فرشتگان مقرب پروردگار، شاهد و شنوای سخنت بودند و همچون ما و بیش از ما گریستند. خداوند بهشت را بر تو لازم کرد و تو را آمرزید. آن گاه امام فرمود: هیچ کس درباره حسین علیه‏السلام شعری نگفت که بگرید و بگریاند، جز آن که خداوند او را بخشود و بهشت را بر او واجب ساخت.»(13)
این برنامه دینی، به عنوان سنتی شیعی که از سوی پیامبر و امامان و بزرگان دین مورد قبول بود، در قلمرو وسیعی اجرا می‏شد. عالمان دین و محققان نیز، تحقیقات ارزنده‏ای در ثبت این حوادث و نگارش تاریخچه عزاداری و گریه و نوحه بر امام حسین علیه‏السلام و دیگر مظلومان آل علی علیه‏السلام داشته و آن‏ها را در اختیار اهل مطالعه قرار داده‏اند. سنت‏های عزاداری مسلمانان بر سیدالشهداء علیه‏السلام و آیین‏های مذهبی ایام محرم و مناسبت‏های سوگواری در کوفه، کربلا، مدینه، شام، مصر و ... همچنین موضع و عملکرد دشمنان اهل بیت پیامبر در قبال این مسأله، در حافظه تاریخ و تألیفات عالمان باقی مانده است.(14)
این گونه مراسم و آمیختن حس دینی به عاطفه بشری در قالب عزاداری به یاد کربلا و عاشورا، مایه بقای مکتب و گسترش و تبلیغ معارف دین و فرهنگ اهل بیت بوده است. به فرموده امام خمینی قدس‏سره :
«... این مجالسی که در طول تاریخ برپا بوده است و با دستور ائمه علیهم‏السلام این مجالس بوده است، خیال نکنند بعضی از این جوان‏های ما که این مجالس، مجالسی بوده که گریه در آن بوده است، حالا ما باید گریه دیگر نکنیم. این یک اشتباهی است که می‏کنند ... ائمه این قدر اصرار کردند به این که مجمع داشته باشید، گریه بکنید، چه بکنید، برای این که این حفظ می‏کند این کیان مذهب ما را.»(15)
در حدیثی طولانی نقل شده است که امام صادق علیه‏السلام به عبدالله بن حماد فرمود: به من خبر رسیده است که جمعیتی از اطراف کوفه و جاهای دیگر از زن و مرد، در نیمه شعبان به زیارت حسین علیه‏السلام می‏آیند و سخن‏ها و داستان‏ها و ندبه‏ها و سوگواری و مرثیه‏خوانی دارند. وی گفت: آری چنین است، خود من نیز برخی از این صحنه‏ها را دیده‏ام. حضرت فرمود:
«سپاس خدایی را که در میان مردم، کسانی را قرار داده است که به سوی ما می‏آیند و ما را می‏ستایند و برای ما مرثیه می‏سرایند، و خداوند کسانی را دشمن ما قرار داده که بر آنان طعنه زده و ملامت می‏کنند و تهدیدشان کرده و کارشان را تقبیح می‏کنند.»(16)
این گونه گزارش‏های تاریخی، گویای آن است که این فرهنگ، در آن دوران بوده و تأثیر احیاگرانه خود را هم داشته است.
انتقال فرهنگ شهادت به آیندگان
در عصر خفقان عباسی، رساندن صدای مظلومیت آل علی علیه‏السلام به گوش مسلمانان، رسالتی عظیم بود و بیان رنج‏های جانکاه پیشوایان حق و خون دل خوردن‏های ائمه عدل، تعهدی بزرگ به شمار می‏آمد. فاش کردن ناله مظلومیت خاندان عصمت که در آن هیاهوی پرفریب اغواگران گم می‏شد، جهادی در راه حق و عدل بود.
به این تأکید، که همچون منشوری از سوی امام باقر علیه‏السلام خطاب به شیعیان صادر شده است دقت کنید:
«بر حسین، ندبه و گریه کنید و به اهل خانه، به آنان که پروا و تقیه‏ای از آنان نیست، دستور داده شود که بر حسین بگریند. در خانه‏ها، مراسم گریه و عزاداری، ناله سر دادن در غم حسین باشد، اهل خانه و شیعیان به یکدیگر تعزیت و تسلیت گویند. اگر چنین کنند، من از سوی خدا برای آنان ضامن پاداش حج و عمره و جهاد می‏شوم.
راوی می‏پرسد: چگونه به یکدیگر تسلیت بگوییم؟ امام فرمودند:
به یکدیگر بگویید: خداوند، پاداش ما را در مصیبت حسین علیه‏السلام عظیم بدارد و ما و شما را از خون‏خواهان او، در رکاب ولی خود مهدی آل محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم قرار دهد:
"عَظّم اللّهُ اُجورنا بِمُصابنا بالحسین علیه‏السلام و جَعَلَنا و ایّاکم مِنَ الطّالبینَ بِثارِهِ مَعَ وِلیِّه و الامام المهدی من آل محمد ...".»(17)
این تسلیت گویی‏ها و برنامه‏های خانگی و سوگواری برای شهید کربلا، علاوه بر ریشه‏دارتر ساختن باورهای ظلم‏ستیزانه و حمایت از مظلوم، صدای اعتراضی ضد دشمنان حق و استغاثه مظلومان علیه ستمگران است و هر خانه علوی و فاطمی که داغدار یک شهید یا مبتلابه فراق و حبس یکی از اولاد پیامبر است، وقتی در سوگ سالار شهیدان اشک می‏ریزد، حس عدالت‏خواهی و انتقام‏جویی از ستمگران و تلاش جهت برپایی حکومت دین و اجرای حکم خدا در جانش شعله می‏کشد.
این، خاصیت هر گریه و عزاداری در عصر خفقان است که تبدیل به کانونی برای «افشاگری»، «الهام‏گیری»، «خط‏دهندگی»، «تجمع نیروها» و شناخت افراد و شناساندن چهره‏های پاک و الگویی است.
این آثار، نه تنها در گریه بر حسین بن علی علیه‏السلام است، و این انگیزه‏ها نه تنها محصول سوگواری برای شهدای کربلاست، بلکه هر امام شهیدی که این پایگاه قلبی و تأثیر عاطفی را بر شیعه دارد، چه امام سجاد و امام باقر علیهماالسلام باشد در بقیع، چه امام هادی و امام عسکری علیهماالسلام باشد در سامرا، و چه موسی بن جعفر علیهماالسلام و چه حضرت رضا علیه‏السلام باشد در غربت طوس.
آری، عزاداری بر شهید، انتقال فرهنگ شهادت به نسل‏های آینده است. از زبان شهید مطهری بشنویم که خود یکی از ذاکران بزرگ «حماسه حسینی» بود:
«در اصل، فلسفه‏اش تهییج احساسات علیه یزیدها و ابن زیادها و به سود حسین‏ها وحسینی‏ها بوده، در شرایطی که حسین علیه‏السلام به صورت یک مکتب، در یک زمان حضور دارد و سمبل راه و روش اجتماعیِ معین و نفی کننده راه و روش موجود معین دیگری است، یک قطره اشک برایش ریختن، واقعاً نوعی سربازی است. در شرایط خشن یزیدی، در حزب حسینی‏ها شرکت کردن و تظاهر به گریه کردن بر شهدا، نوعی اعلام وابسته بودن به گروه اهل حق و اعلان جنگ با گروه اهل باطل و در حقیقت، نوعی از خود گذشتگی است. اینجاست که عزاداری حسین بن علی علیهماالسلام یک حرکت است، یک موج است، یک مبارزه اجتماعی است.»(18)
مگر این، چیزی جز برانگیختن روح شهادت‏طلبی و انتقال این فرهنگ را به نسل‏های آینده می‏رساند؟ و در جریانِ این «بستر فرهنگی» قرار گرفتن، مگر جز از راه این «موج‏آفرینی عاشورایی» میسر است؟
این است که ادعا می‏شود بقای دین در سایه نهضت عاشورا و بقای جریان کربلا و فرهنگ عاشورا در سایه عزاداری و احیاگری نسبت به آن «حماسه» بوده است.
پس، باید پاس بداریم «یاد»ها را، تا مکتب ما، جاودانه بماند و عاشورای حسینی همواره درس‏آموز نسل‏ها و عصرها باشد.
پی نوشتها:
1- در این زمینه، ر.ک: الغدیر، ج 5، 9 و 10 از مرحوم علامه امینی.
2- نمونه‏هایی از این گونه تلاش‏های فرهنگی را در الغدیر ج 2 و ادبیات انقلاب در شیعه از صادق آیینه‏وند می‏توان دید.
3- بحارالانوار، ج 44، ص 282.
4- همان، ج 71، ص 352.
5- مرآة العقول، ج 9، ص 50.
6- سوره مؤمنون (23) آیه 96.
7- پیشوای صادق، ص 81.
8- ادبیات و تعهد در اسلام، ص 274.
9- وسائل الشیعة، ج 10، ص 467.
10- از جمله ر.ک: الغدیر، ج 2، ص 2 ـ 25.
11- الغدیر، ج 2، ص 240.
12- همان، ص 195.
13- وسائل الشیعة، ج 10، ص 464.
14- از جمله ر.ک: تاریخ النیاحة علی الامام الشهید، سید صالح شهرستانی، و ترجمه فارسی آن به نام تاریخچه عزاداری حسینی از زمان آدم تا زمان ما در کشورهای جهان.
15- صحیفه نور، ج 10، ص 217.
16- وسائل الشیعة، ج 10، ص 468.
17- همان، ص 399.
18- نهضت‏های اسلامی صد ساله اخیر، ص 88.

هیچ نظری موجود نیست: