پدیدآورنده: جواد محدثی،
،
شکستن حصار
فرهنگ شیعی و خط اهل بیت، که بارزترین نماد آن در «حماسه عاشورا» تجلی یافت، پیوسته از سوی امویان و عباسیان مورد هجوم بود، تا از صحنه تأثیرگذاری در اندیشهها و عملها دور باشد. «انزوای تحمیلی»، سیاست رایج خط خلافت در برابر خط امامت بود.
امامان شیعه نیز برای شکستن این حصر، بر فرهنگ «یاد» تکیه داشتند و بهرهگیری از زیارت و مرثیه و شعر و «احیای امر ائمه» تا سیاست بایکوت اموی و عباسی را ناکام بگذارند.
نقاب بر چهره حق افکندن و پوشاندن تابش و جلوه خورشید، سابقهای بس طولانی دارد. آفتاب حق هم پشت ابر نمیماند و روشنگر جهان میشود. این تمثیل، در تقابل خط امامان و خط خلفا به وضوح دیده میشود.
از سویی، به شهادت اسناد تاریخی، هتک و قتل و تبعید و زندانی ساختن ائمه و فرزندان زهرا علیهاالسلام و حتی ممنوعیت تصریح به نام آنان، تا چه رسد به زیارت حضوری و دیدار چهره به چهره، سیاستی رایج از طرف قدرتهای حاکم بود و این شاید برای ناآشنایان به بازیهای تاریخ، باور کردنی نباشد، ولی گواهی اسناد را چه میتوان کرد؟!
از سوی دیگر، ترویج فرهنگ ذکر و شعر و زیارت و مدح و مرثیه، به خصوص احیای یاد عاشورا و مظلومیت ابا عبدالله الحسین علیهالسلام به عنوان یک خط مشی دراز مدت و حصارشکن و خنثی کننده توطئه به انزوا کشاندن «مکتب اهل بیت»، به روشنی دیده میشود و ماندگاری جلوههای شیعی و جاودانگی نام و یاد کربلا و عاشورا، در سایه همین فرهنگ است.
در عصر حضور
نوشتن و گفتن و نشر فکر و سرودن حماسه و مرثیه، از اسلوبهای موفق تبلیغی در مورد یک اندیشه و مرام و حادثه است. وقتی اهل باطل از این شیوه بهره میگیرند، چرا پیروان حق چنین نکنند؟
در مقابل دروغپردازیها و جعل حدیث و پخش فضایل ساختگی نسبت به امویان و وابستگان حاکمان جور که کار «بازرگانان حدیث» بود،(1) تأکید امامان بر نقل فضایل اهل بیت عصمت و تشویق شاعران به سرودن شعر درباره خاندان پیامبر و بهرهگیری از آن در تبیین و افشای مظلومیت آل الله، هم مقابله با آن «جوّ دروغ» بود، هم انجام رسالتِ «دفاع از حق».
ذکر مناقب و بیان احادیث اهل بیت، در آن جو آلوده به تزویر و دغل، ارزشی گران داشت و نوعی مبارزه به شمار میآمد، حتی در فرصتِ بالای دار هم فضایل عترت را بیان میکردند؛ همچو میثم تمار.
در آن عصر خشن و روزگار خفقانزده نسبت به «راه راست»، احیای فرهنگ اهل بیت، تلاشی مثبت و سازنده محسوب میشد و شاعران متعهد شیعه، ضمن افشاگری علیه مظالم جباران، به نشر مناقب علوی و مصائب عاشورا و خط فکری ائمه معصوم وطرح هدایتی شیعه میپرداختند، تا مردم حقطلب، در آشفته بازار آن همه خطوط گوناگون و جریانهای فکری و سیاسی ساخته و پرداخته دستگاه حاکم یا منحرفانِ شهرتطلب، «عروة الوثقی» و «حبل المتینِ» استوار و اطمینانبخش و «صراط مستقیم» را بشناسند و به بیراهه نروند.(2)
برگزاری جلسات و دیدارهای حضوری و نقل احادیث ائمه و آشنا ساختن تودههای هوادار اهل بیت با سخنان معصومان، در زمان حیات ائمه و عصر حضور هم جریان داشت و مورد تشویق امامان بود و از آن به عنوان «احیای امر» یاد میشد.
امام صادق علیهالسلام از فضیل میپرسد: آیا مینشینید و با هم حرف میزنید و حدیث میگویید؟ میگوید: آری! جانم به فدایت. حضرت فرمودند:
«اِنَّ تِلْکَ المجالِسَ اُحِبُّها، فَاَحیُوا اَمْرَنا یا فُضَیْل، فَرَحِمَ اللّهُ مَنْ اَحیی اَمْرَنا ... .»(3)
«این گونه مجالس را من دوست میدارم، پس ای فضیل! امر ما را زنده بدارید، رحمت خدا بر کسی که امر ما را احیا کند.»
در حدیث دیگری چنین توصیه فرمودند:
«تَزاوَرُوا وَ تَلاقُوا وَ تَذاکروا و اَحْیُوا اَمْرَنا.»(4)
«همدیگر را دیدار و ملاقات کنید، با هم مذاکره و گفت و گو کنید و امر ما را زنده نگاه دارید.»
این تعبیر «اَمْر» همان چیزی است که مقوم، ریشه و مبنای «فرهنگ اهل بیت» و «خطِّ امامت» است، یعنی عقیده به جایگاه و علم و عصمت و امامت آنان و اطاعت امرشان و حجت دانستن آنان در امور دین و دنیا. علامه مجلسی در تفسیر این کلمه نوشته است:
«مراد از "امر ائمه"، امامت و دلایل امامت ائمه و فضیلتها و صفات آنان است و نیز نقل اخبار و نشر آثارشان و بحث و یادآوری علومشان و احیای دانشهایشان از طریق عنایت و توجه و نوشتن و نقل کردن، به شکلی که مانع از کهنه شدن و فراموش گشتن و فرسودگی معارف آنان گردد و به نحوی باشد که مایه حفظ آن شود.»(5)
روی این اصل، تشکیل جلسات ذکر و حدیثخوانی و منقبتخوانی و نقل معارف اهل بیت، موجب زنده شدن و زنده ماندن فکر و فرهنگ سازنده شیعی بوده و علیرغم سیاست خلفا در جهت بستنِ درِ خانه ائمه و منزوی ساختن آنان و به فراموشی سپردن این جریان حق، خورشید فروزان فضایل و جلوههای مرامشان دلها و اندیشهها را در تسخیر خود داشت و امامان، حاکمانِ بلامنازع و فرماندهان بیساز و برگِ دلها و جانها بودند.
ذکرها و یادها نیز نوعی مبارزه بود و جلسات انس و دیدار، یافتن محور وحدت به شمار میآمد و حلقههای نقل احادیث، مایه انسجام فکری و پیوندهای عقیدتی شیعه محسوب میشد. امامان نیز مشوق این گونه برنامههای فرهنگی در عصر خودشان بودند.
اهرم شعر (مدایح و مراثی)
ارزش شعر خوب و متعهد و مکتبی، وقتی روشنتر میشود که به تباهگری سرودههای منفی و شعرهای تخریبی و قالبهای ادبی استخدام شده در خدمت کفر و ظلم و فساد توجه شود. در هر صورت، هر دو سلاح است، یکی «با حق»، یکی «برحق». شعر منفی و ضدارزش را جز با شعر خوب و پرمحتوا و آرمانگرا نمیتوان پاسخ گفت. اگر شعر مبتذل و فاسد، «سیّئه» باشد، شعر ارزشی «حسنه» است و به مقتضای آیه «اِدْفَعْ بِالَّتی هِیَ اَحْسَنُ السّیئةَ»،(6) باید «سیّئات شعری» را با «حسنات شعری و هنری» دفع کرد و از میدان به در برد.
دربارهای خلفا، هم برای توجیه حکومت ظالمانه خویش، هم برای به انزوا کشاندن یا لجن مال کردن رقیبان و دشمنان، از شاعران و اهرم شعر بهره میگرفتند.
در مقابل، شاعران مکتبی و پروردگان دامن اسلام و دلباختگان اهل بیت، با شمشیر شعر به میدان میرفتند و در حوزه ادب و کلام و بلاغت و شعر، به تمجید خوبیهای خاندان رسالت و بیان مفاسد خلفا و ماندگار ساختن یاد مظلومیت شهدای کربلا میپرداختند.
کسانی همچون فرزدق، کمیت، دعبل، عوف بن عبدالله، عبدالله بن کثیر، عبدی کوفی و ... با زیباترین و مؤثرترین وجهی، مفاخر و فضایل ائمه را در قالب شعر بیان میکردند و با جانسوزترین تعبیرات، مظلومیت «آل علی» و شهیدان راه حق و کشتگان وادی عشق در کربلا را ترسیم میکردند.
در آن روزگار، شاعران متعهد شیعه، سنگرداران پرشور و مبارزان نستوه میدان بیان بودند و جهادشان مورد توجه ائمه بود و شاعران مکتبی، در دل حقطلبان و باطلستیزان جا داشتند و از همین رو اغلب تحت تعقیب بودند.
به بیان مقام معظم رهبری:
«با توجه به پایگاه بلند "شعر مسلکی" در قرنهای اول و دوم هجری و یادآوری این نکته که شاعر متعهد به مسلک، برجستهترین و مؤثرترین نقش را در ترویج گرایشهای مسلک خود و تبیین هدفها و شعارهای آن به کار میبرده است، طبیعی مینماید که حساب ویژهای برای اظهارات و سرودههای شاعران وابسته به جناحهای سیاسی در نظر گرفته آید ... شاعران هواخواه علویان در قصاید خود که غالباً سرشار از نوعی عاطفه شورانگیز ناشی از احساس مظلومیت است، این استدلالها را رد کرده، استدلالهای دیگری و گاه از نوع همانها بر حقانیت ادعای ائمه شیعه ارائه مینمودند ... .»(7)
به تعبیر استاد محمدرضا حکیمی:
«در شعر مذهبی، نظر کلی بر نشر مبادی دین بود و احیای حقایق ایمان و زنده کردن دلها و جانها و جاری ساختن خون حماسه و تعهد در رگها و پیها. از این رو شاعران بزرگ شیعه، همیشه برای حکومتهای فاسد، خطری بزرگ محسوب میشدند؛ زیرا آنان در خلال مدح آل محمد صلیاللهعلیهوآلهوسلم ، حقایق دین و صفات لازم حاکم دینی را یاد میکردند و با ذکر صفات اسلامی امامان و مقایسه و تحقیر زمامداران، دلها را به حق و حکومت حق توجه میدادند.»(8)
حمایت امامان از شاعران متعهد
امامان شیعه، با صراحت و کنایه، با گفتار و عمل، مدافع شاعرانی بودند که سلاح شعری خویش را در این جبهه به کار میگرفتند و مدیحهسرای اهل بیت و مرثیهسرای مظلومانِ آل علی بودند. وعده پاداشهای عظیم الهی، برای شاعرانی که مدح آل محمد کنند و درباره امامان شعر بسرایند، در این رابطه است. این فرموده امام صادق علیهالسلام که:
«مَنْ قالَ فینا بیتَ شِعر بَنی اللّهُ لَهُ بَیْتاً فی الجَنَّةِ.»(9)
«هر که درباره ما یک بیت شعر بسراید، خداوند برایش خانهای در بهشت بنا کند.»
یکی از احادیث فراوان در این مورد است. عالمان راستین نیز در پیروی از همین خط ولایی، نظرات روشن و مثبت خویش را ابراز کردهاند.(10)
علامه امینی در تحلیل موضع حق شاعران شیعی و حمایت آنان از خاندان رسالت، درباره «سید حمیری» که یکی از این وارسته مردان مخلص اهل بیت بود و از یادآوران بزرگ عاشورا و از محبوبان و مقربان در نگاه و دل امام صادق علیهالسلام به شمار میرفت، نوشته است:
«... از بسیاری از شاعران در جدیت و دعوت به بنیاد استوار، پیشی گرفت و در ستایش عترت پاک پیامبر، فراوان شعر گفت و با ایثار جان و هستی در راه تقویت روح ایمان در جامعه و احیای دلهای مرده، با پراکندن و نشر فضایل "آل اللّه" وگسترش فضایل این خاندان و نکوهش و انتقاد از دشمنانشان، از دیگر شاعران، برتر و بالاتر گشت ... و به گفته ابوالفرج اصفهانی، شعرهایش یا آمیخته با مدح بنی هاشم، یا بدگویی و انتقاد از دشمنان و مخالفانشان بود.»(11)
این شیوه، بخشی از تولی و تبری به شمار میرفت که شاعران ولایی دیگر نیز در این عرصه فعال بودند. دِعبل هم یکی از چهرههای فعال درا ین مورد بود و در مدح امیرالمؤمنین و مرثیه ابا عبدالله الحسین و ستایش از خط ائمه، شعرهای فراوانی سرود. روشن است که داشتن چنین خط و موضعی برای شاعران دار بر دوش گران تمام میشد. زندگی سراسر سختی و فشار و آکنده از هراس این گونه فرزانگان شیردل، نشان این حقیقت است.
مثلاً وقتی کمیت، قصیده بلندی در مدح بنی هاشم و سوگنامه زید بن علی و پسرش یحیی بن زید سرود، گزارش این قصیده به هشام بن عبدالملک رسید، به والی آن روز کوفه نوشت وسوگندش داد که دست و زبان کمیت را قطع کند. ناگهان کمیت، خانه خود را در محاصره نیروهای سواره والی دید. آنان کمیت را دستگیر و زندانی کردند.(12) این نشانگر آن است که شعرهای موضعدار چنین شاعران، تنها به ائمه معصوم منحصر نمیشد و حساسیت حاکمان جبار هم تنها به سوگ سرودههای مخصوص امام حسین علیهالسلام و عاشورا نبود.
اشک و عزا، سلاح شیعه
در راستای احیای «امر ائمه» و فضایل و مظلومیت و مکتب آنان، جز شعر و ادب، اشک و عزا هم به صحنه آمد و به توصیه امامان، به عظیمترین عاملِ ماندگاری خط اهل بیت، به ویژه حادثه برانگیزنده عاشورا تبدیل شد.
در همین مورد نیز، «عزاداری» نقش خود را در «حصارشکنی» ایفا کرد و نوحهسرایی و گریه و برپایی مجالس عزا و به کارگیری سلاح اشک، اهداف ائمه را پیش برد و دشمنان ظالم را رسوا ساخت.
اگرچه سوگواری و اشک ریختن بر مظلومیت اهل بیت عصمت، در مورد همه امامان مظلوم و شهدای آل علی و اولاد فاطمه، مطرح بوده است، اما مسأله سیدالشهداء علیهالسلام در این میان، ویژگی چشمگیرتری داشته و از اثرگذاری و تحولآفرینی بالاتری برخوردار بوده است. از این رو، بیشترین تأکید نیز از سوی امامان نسبت به گریه وعزا و زیارت و تربت و تجلیل از سیدالشهدا صورت گرفته است.
جعفر بن عفان یکی از مرثیهسرایان امام حسین علیهالسلام است. امام صادق علیهالسلام به او فرمود:
«شنیدهام درباره حسین بن علی شعر میگویی و خوب هم شعر میگویی! گفت: آری ای پسر پیامبر. آن گاه از سرودههای خود در محضر امام خواند. حضرت و حاضران به شدت گریستند، آن چنان که اشک بر صورت و محاسن امام جاری شد. سپس امام فرمود: ای جعفر! به خدا قسم در لحظهای که سوگنامه حسین علیهالسلام را میخواندی، فرشتگان مقرب پروردگار، شاهد و شنوای سخنت بودند و همچون ما و بیش از ما گریستند. خداوند بهشت را بر تو لازم کرد و تو را آمرزید. آن گاه امام فرمود: هیچ کس درباره حسین علیهالسلام شعری نگفت که بگرید و بگریاند، جز آن که خداوند او را بخشود و بهشت را بر او واجب ساخت.»(13)
این برنامه دینی، به عنوان سنتی شیعی که از سوی پیامبر و امامان و بزرگان دین مورد قبول بود، در قلمرو وسیعی اجرا میشد. عالمان دین و محققان نیز، تحقیقات ارزندهای در ثبت این حوادث و نگارش تاریخچه عزاداری و گریه و نوحه بر امام حسین علیهالسلام و دیگر مظلومان آل علی علیهالسلام داشته و آنها را در اختیار اهل مطالعه قرار دادهاند. سنتهای عزاداری مسلمانان بر سیدالشهداء علیهالسلام و آیینهای مذهبی ایام محرم و مناسبتهای سوگواری در کوفه، کربلا، مدینه، شام، مصر و ... همچنین موضع و عملکرد دشمنان اهل بیت پیامبر در قبال این مسأله، در حافظه تاریخ و تألیفات عالمان باقی مانده است.(14)
این گونه مراسم و آمیختن حس دینی به عاطفه بشری در قالب عزاداری به یاد کربلا و عاشورا، مایه بقای مکتب و گسترش و تبلیغ معارف دین و فرهنگ اهل بیت بوده است. به فرموده امام خمینی قدسسره :
«... این مجالسی که در طول تاریخ برپا بوده است و با دستور ائمه علیهمالسلام این مجالس بوده است، خیال نکنند بعضی از این جوانهای ما که این مجالس، مجالسی بوده که گریه در آن بوده است، حالا ما باید گریه دیگر نکنیم. این یک اشتباهی است که میکنند ... ائمه این قدر اصرار کردند به این که مجمع داشته باشید، گریه بکنید، چه بکنید، برای این که این حفظ میکند این کیان مذهب ما را.»(15)
در حدیثی طولانی نقل شده است که امام صادق علیهالسلام به عبدالله بن حماد فرمود: به من خبر رسیده است که جمعیتی از اطراف کوفه و جاهای دیگر از زن و مرد، در نیمه شعبان به زیارت حسین علیهالسلام میآیند و سخنها و داستانها و ندبهها و سوگواری و مرثیهخوانی دارند. وی گفت: آری چنین است، خود من نیز برخی از این صحنهها را دیدهام. حضرت فرمود:
«سپاس خدایی را که در میان مردم، کسانی را قرار داده است که به سوی ما میآیند و ما را میستایند و برای ما مرثیه میسرایند، و خداوند کسانی را دشمن ما قرار داده که بر آنان طعنه زده و ملامت میکنند و تهدیدشان کرده و کارشان را تقبیح میکنند.»(16)
این گونه گزارشهای تاریخی، گویای آن است که این فرهنگ، در آن دوران بوده و تأثیر احیاگرانه خود را هم داشته است.
انتقال فرهنگ شهادت به آیندگان
در عصر خفقان عباسی، رساندن صدای مظلومیت آل علی علیهالسلام به گوش مسلمانان، رسالتی عظیم بود و بیان رنجهای جانکاه پیشوایان حق و خون دل خوردنهای ائمه عدل، تعهدی بزرگ به شمار میآمد. فاش کردن ناله مظلومیت خاندان عصمت که در آن هیاهوی پرفریب اغواگران گم میشد، جهادی در راه حق و عدل بود.
به این تأکید، که همچون منشوری از سوی امام باقر علیهالسلام خطاب به شیعیان صادر شده است دقت کنید:
«بر حسین، ندبه و گریه کنید و به اهل خانه، به آنان که پروا و تقیهای از آنان نیست، دستور داده شود که بر حسین بگریند. در خانهها، مراسم گریه و عزاداری، ناله سر دادن در غم حسین باشد، اهل خانه و شیعیان به یکدیگر تعزیت و تسلیت گویند. اگر چنین کنند، من از سوی خدا برای آنان ضامن پاداش حج و عمره و جهاد میشوم.
راوی میپرسد: چگونه به یکدیگر تسلیت بگوییم؟ امام فرمودند:
به یکدیگر بگویید: خداوند، پاداش ما را در مصیبت حسین علیهالسلام عظیم بدارد و ما و شما را از خونخواهان او، در رکاب ولی خود مهدی آل محمد صلیاللهعلیهوآلهوسلم قرار دهد:
"عَظّم اللّهُ اُجورنا بِمُصابنا بالحسین علیهالسلام و جَعَلَنا و ایّاکم مِنَ الطّالبینَ بِثارِهِ مَعَ وِلیِّه و الامام المهدی من آل محمد ...".»(17)
این تسلیت گوییها و برنامههای خانگی و سوگواری برای شهید کربلا، علاوه بر ریشهدارتر ساختن باورهای ظلمستیزانه و حمایت از مظلوم، صدای اعتراضی ضد دشمنان حق و استغاثه مظلومان علیه ستمگران است و هر خانه علوی و فاطمی که داغدار یک شهید یا مبتلابه فراق و حبس یکی از اولاد پیامبر است، وقتی در سوگ سالار شهیدان اشک میریزد، حس عدالتخواهی و انتقامجویی از ستمگران و تلاش جهت برپایی حکومت دین و اجرای حکم خدا در جانش شعله میکشد.
این، خاصیت هر گریه و عزاداری در عصر خفقان است که تبدیل به کانونی برای «افشاگری»، «الهامگیری»، «خطدهندگی»، «تجمع نیروها» و شناخت افراد و شناساندن چهرههای پاک و الگویی است.
این آثار، نه تنها در گریه بر حسین بن علی علیهالسلام است، و این انگیزهها نه تنها محصول سوگواری برای شهدای کربلاست، بلکه هر امام شهیدی که این پایگاه قلبی و تأثیر عاطفی را بر شیعه دارد، چه امام سجاد و امام باقر علیهماالسلام باشد در بقیع، چه امام هادی و امام عسکری علیهماالسلام باشد در سامرا، و چه موسی بن جعفر علیهماالسلام و چه حضرت رضا علیهالسلام باشد در غربت طوس.
آری، عزاداری بر شهید، انتقال فرهنگ شهادت به نسلهای آینده است. از زبان شهید مطهری بشنویم که خود یکی از ذاکران بزرگ «حماسه حسینی» بود:
«در اصل، فلسفهاش تهییج احساسات علیه یزیدها و ابن زیادها و به سود حسینها وحسینیها بوده، در شرایطی که حسین علیهالسلام به صورت یک مکتب، در یک زمان حضور دارد و سمبل راه و روش اجتماعیِ معین و نفی کننده راه و روش موجود معین دیگری است، یک قطره اشک برایش ریختن، واقعاً نوعی سربازی است. در شرایط خشن یزیدی، در حزب حسینیها شرکت کردن و تظاهر به گریه کردن بر شهدا، نوعی اعلام وابسته بودن به گروه اهل حق و اعلان جنگ با گروه اهل باطل و در حقیقت، نوعی از خود گذشتگی است. اینجاست که عزاداری حسین بن علی علیهماالسلام یک حرکت است، یک موج است، یک مبارزه اجتماعی است.»(18)
مگر این، چیزی جز برانگیختن روح شهادتطلبی و انتقال این فرهنگ را به نسلهای آینده میرساند؟ و در جریانِ این «بستر فرهنگی» قرار گرفتن، مگر جز از راه این «موجآفرینی عاشورایی» میسر است؟
این است که ادعا میشود بقای دین در سایه نهضت عاشورا و بقای جریان کربلا و فرهنگ عاشورا در سایه عزاداری و احیاگری نسبت به آن «حماسه» بوده است.
پس، باید پاس بداریم «یاد»ها را، تا مکتب ما، جاودانه بماند و عاشورای حسینی همواره درسآموز نسلها و عصرها باشد.
پی نوشتها:
1- در این زمینه، ر.ک: الغدیر، ج 5، 9 و 10 از مرحوم علامه امینی.
2- نمونههایی از این گونه تلاشهای فرهنگی را در الغدیر ج 2 و ادبیات انقلاب در شیعه از صادق آیینهوند میتوان دید.
3- بحارالانوار، ج 44، ص 282.
4- همان، ج 71، ص 352.
5- مرآة العقول، ج 9، ص 50.
6- سوره مؤمنون (23) آیه 96.
7- پیشوای صادق، ص 81.
8- ادبیات و تعهد در اسلام، ص 274.
9- وسائل الشیعة، ج 10، ص 467.
10- از جمله ر.ک: الغدیر، ج 2، ص 2 ـ 25.
11- الغدیر، ج 2، ص 240.
12- همان، ص 195.
13- وسائل الشیعة، ج 10، ص 464.
14- از جمله ر.ک: تاریخ النیاحة علی الامام الشهید، سید صالح شهرستانی، و ترجمه فارسی آن به نام تاریخچه عزاداری حسینی از زمان آدم تا زمان ما در کشورهای جهان.
15- صحیفه نور، ج 10، ص 217.
16- وسائل الشیعة، ج 10، ص 468.
17- همان، ص 399.
18- نهضتهای اسلامی صد ساله اخیر، ص 88.
1- در این زمینه، ر.ک: الغدیر، ج 5، 9 و 10 از مرحوم علامه امینی.
2- نمونههایی از این گونه تلاشهای فرهنگی را در الغدیر ج 2 و ادبیات انقلاب در شیعه از صادق آیینهوند میتوان دید.
3- بحارالانوار، ج 44، ص 282.
4- همان، ج 71، ص 352.
5- مرآة العقول، ج 9، ص 50.
6- سوره مؤمنون (23) آیه 96.
7- پیشوای صادق، ص 81.
8- ادبیات و تعهد در اسلام، ص 274.
9- وسائل الشیعة، ج 10، ص 467.
10- از جمله ر.ک: الغدیر، ج 2، ص 2 ـ 25.
11- الغدیر، ج 2، ص 240.
12- همان، ص 195.
13- وسائل الشیعة، ج 10، ص 464.
14- از جمله ر.ک: تاریخ النیاحة علی الامام الشهید، سید صالح شهرستانی، و ترجمه فارسی آن به نام تاریخچه عزاداری حسینی از زمان آدم تا زمان ما در کشورهای جهان.
15- صحیفه نور، ج 10، ص 217.
16- وسائل الشیعة، ج 10، ص 468.
17- همان، ص 399.
18- نهضتهای اسلامی صد ساله اخیر، ص 88.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر