منابع مقاله:
مجموعه آثار ج 17 ، مطهری، مرتضی؛
با دو سؤال مواجه خواهیم شد و خوب است که جواب اینها را قبلا بدانیم که هم خود ما روشن باشیم و هم از عهده جواب بر آییم:یکی اینکه چرا امام حسین شهید شد؟دیگر اینکه چرا ائمه دین دستور دادند که عزای امام حسین همیشه اقامه شود و در نتیجه ما وقتها و عمرها و پولها و نیروها و انرژیها هر سال در دو ماه محرم و صفر و بلکه در غیر این دو ماه صرف کنیم.
راجع به قسمت اول باید بگوییم در این زمینه خیلی حرفها گفته شده.دشمنان گفتهاند امام حسین قصد حکومت داشته و کشته شد،هدف شخصی داشت و نرسید.دوستان نادان گفتهاند کشته شد که گناهان امتبخشیده شود،جنبه آسمانی و خیالی به قضیه دادند،آن را گفتند که نصاری در باره مسیح گفته بودند.
حقیقت همان است که خود امام حسین علیهالسلام فرمود در مواردی از قبیل:
«ما خرجت اشرا و لا بطرا...»
«الا ترون ان الحق لا یعمل به و ان الباطل لا یتناهی عنه،لیرغب المؤمن فی لقاء الله محقا...»
«ایها الناس من رای سلطانا جائرا...».
در قسمت دوم هم باید گفت تکالیف شرعی بدون حکمت نیست.منظور این نبوده که همدردی و تسلیتی باشد برای خاندان پیغمبر،به قول روضه خوانها زهرا را خوشحال بکنیم. خیال میکنیم هر اندازه ما گریه کنیم تسلی خاطر بیشتری برای حضرت رسول و حضرت زهرا هست.چقدر در این صورت ما حضرت رسول و حضرت زهرا و حضرت امیر را-که همیشه آرزوی شهادت میکردند و فخر خود میدانستند-کوچک کردهایم و خیال میکنیم هنوز هم بعد از هزار و سیصد و بیستسال در حال جزع و فزع میباشند!بلکه مقصود این است که داستان کربلا به صورت یک مکتب تعلیمی و تربیتی همیشه زنده بماند.در حقیقت جواب سؤال اول اگر درست داده شود،جواب سؤال دوم هم معلوم میگردد.
در لؤلؤ و مرجان،صفحه 3 از کامل الزیارة نقل میکند که حضرت صادق علیه السلام به عبد الله بن حماد بصری فرمود:
بلغنی ان قوما یاتونه(یعنی الحسین علیه السلام)من نواحی الکوفة و ناسا من غیرهم و نساء یندبنه و ذلک فی النصف من شعبان،فمن بین قاری یقرا و قاص یقص و نادب یندب و قائل یقول المراثی».فقلت له:نعم،جعلت فداک قد شهدت بعض ما تصف.فقال:«الحمد لله الذی جعل فی الناس من یفد الینا و یمدحنا و یرثی علینا و جعل عدونا من یطعن علیهم من قرابتنا او من غیرهم یهددونهم و یقبحون ما یصنعون (1).
ایضا در صفحه 38 نقل میکنند:
ان لقتل الحسین حرارة فی قلوب المؤمنین لا یبرد ابدا.
پس معلوم میشود فلسفه این کار تهدید دشمن و تقبیح کارهای آنهاست،تحسین این دسته و تشویق به این نوع کار و تقبیح آن دسته و ایجاد نفرت[نسبتبه]آن نوع کار است (2).
البته حضرت زهرا خوشحال میشود اما از باب اینکه نیت و هدف حضرت زهرا و حضرت رسول و حضرت امیر و حضرت امام حسین همه یکی است و آن
«یتلوا علیهم ایاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمة» (3)
است،البته خوشحال میشود که به وسیله ذکر فرزندش حسین،مردم در دنیا و آخرت سعادتمند شوند،مردم در همان راهی حرکت کنند که فرزندش حسین حرکت کرده است.
پینوشتها:
1) [به من خبر رسیده که در نیمه شعبان گروهی از نواحی کوفه و مردمی دیگر بر سر مزار حسین علیه السلام میآیند و نیز زنانی که برای آن حضرت نوحهگری میکنند و عدهای قرآن میخوانند و پارهای حوادث کربلا را بیان میکنند و دستهای نوحهگری میکنند و گروهی دیگر مرثیه میخوانند.عرض کردم:فدایتشوم،آری من نیز پارهای از آنچه فرمودی دیدهام.فرمود:سپاس خدای را که در میان مردم گروهی را قرار داد که به نزد ما میآیند و ما را میستایند و برای ما مرثیه میخوانند،و دشمنان ما را کسانی قرار داد که بر ایشان خرده میگیرند از خویشان ما یا غیر آنها،آنان را تهدید میکنند و اعمال ایشان را زشت میشمرند.]
2) [در حاشیه این پاراگراف،استاد شهید نوشتهاند:]آیا منظور از عزاداری همدردی و تسلیت است و یا منظور بردن ثواب است؟!در صورتی که خود ثواب و کار درست و معقول دارای مصلحت ذاتی است.پس نخستباید ببینیم که آن مصلحت ذاتی که در سلسله علل حکم است چیست تا نوبتبرسد به ثواب که در سلسله معلولات حکم است.
3) جمعه/2.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر