۱۳۸۷ آذر ۱۷, یکشنبه

علت‏شهادت امام حسین(ع)وعلت ترغیب ائمه(ع)به اقامه عزای حسینی


منابع مقاله:
مجموعه آثار ج 17 ، مطهری، مرتضی؛

با دو سؤال مواجه خواهیم شد و خوب است که جواب اینها را قبلا بدانیم که هم خود ما روشن باشیم و هم از عهده جواب بر آییم:یکی اینکه چرا امام حسین شهید شد؟دیگر اینکه چرا ائمه دین دستور دادند که عزای امام حسین همیشه اقامه شود و در نتیجه ما وقتها و عمرها و پولها و نیروها و انرژیها هر سال در دو ماه محرم و صفر و بلکه در غیر این دو ماه صرف کنیم.
راجع به قسمت اول باید بگوییم در این زمینه خیلی حرفها گفته شده.دشمنان گفته‏اند امام حسین قصد حکومت داشته و کشته شد،هدف شخصی داشت و نرسید.دوستان نادان گفته‏اند کشته شد که گناهان امت‏بخشیده شود،جنبه آسمانی و خیالی به قضیه دادند،آن را گفتند که نصاری در باره مسیح گفته بودند.
حقیقت همان است که خود امام حسین علیه‏السلام فرمود در مواردی از قبیل:
«ما خرجت اشرا و لا بطرا...»
«الا ترون ان الحق لا یعمل به و ان الباطل لا یتناهی عنه،لیرغب المؤمن فی لقاء الله محقا...»
«ایها الناس من رای سلطانا جائرا...».
در قسمت دوم هم باید گفت تکالیف شرعی بدون حکمت نیست.منظور این نبوده که همدردی و تسلیتی باشد برای خاندان پیغمبر،به قول روضه خوان‏ها زهرا را خوشحال بکنیم. خیال می‏کنیم هر اندازه ما گریه کنیم تسلی خاطر بیشتری برای حضرت رسول و حضرت زهرا هست.چقدر در این صورت ما حضرت رسول و حضرت زهرا و حضرت امیر را-که همیشه آرزوی شهادت می‏کردند و فخر خود می‏دانستند-کوچک کرده‏ایم و خیال می‏کنیم هنوز هم بعد از هزار و سیصد و بیست‏سال در حال جزع و فزع می‏باشند!بلکه مقصود این است که داستان کربلا به صورت یک مکتب تعلیمی و تربیتی همیشه زنده بماند.در حقیقت جواب سؤال اول اگر درست داده شود،جواب سؤال دوم هم معلوم می‏گردد.
در لؤلؤ و مرجان،صفحه 3 از کامل الزیارة نقل می‏کند که حضرت صادق علیه السلام به عبد الله بن حماد بصری فرمود:
بلغنی ان قوما یاتونه(یعنی الحسین علیه السلام)من نواحی الکوفة و ناسا من غیرهم و نساء یندبنه و ذلک فی النصف من شعبان،فمن بین قاری یقرا و قاص یقص و نادب یندب و قائل یقول المراثی‏».فقلت له:نعم،جعلت فداک قد شهدت بعض ما تصف.فقال:«الحمد لله الذی جعل فی الناس من یفد الینا و یمدحنا و یرثی علینا و جعل عدونا من یطعن علیهم من قرابتنا او من غیرهم یهددونهم و یقبحون ما یصنعون (1).
ایضا در صفحه 38 نقل می‏کنند:
ان لقتل الحسین حرارة فی قلوب المؤمنین لا یبرد ابدا.
پس معلوم می‏شود فلسفه این کار تهدید دشمن و تقبیح کارهای آنهاست،تحسین این دسته و تشویق به این نوع کار و تقبیح آن دسته و ایجاد نفرت[نسبت‏به]آن نوع کار است (2).
البته حضرت زهرا خوشحال می‏شود اما از باب اینکه نیت و هدف حضرت زهرا و حضرت رسول و حضرت امیر و حضرت امام حسین همه یکی است و آن
«یتلوا علیهم ایاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمة‏» (3)
است،البته خوشحال می‏شود که به وسیله ذکر فرزندش حسین،مردم در دنیا و آخرت سعادتمند شوند،مردم در همان راهی حرکت کنند که فرزندش حسین حرکت کرده است.
پی‏نوشت‏ها:
1) [به من خبر رسیده که در نیمه شعبان گروهی از نواحی کوفه و مردمی دیگر بر سر مزار حسین علیه السلام می‏آیند و نیز زنانی که برای آن حضرت نوحه‏گری می‏کنند و عده‏ای قرآن می‏خوانند و پاره‏ای حوادث کربلا را بیان می‏کنند و دسته‏ای نوحه‏گری می‏کنند و گروهی دیگر مرثیه می‏خوانند.عرض کردم:فدایت‏شوم،آری من نیز پاره‏ای از آنچه فرمودی دیده‏ام.فرمود:سپاس خدای را که در میان مردم گروهی را قرار داد که به نزد ما می‏آیند و ما را می‏ستایند و برای ما مرثیه می‏خوانند،و دشمنان ما را کسانی قرار داد که بر ایشان خرده می‏گیرند از خویشان ما یا غیر آنها،آنان را تهدید می‏کنند و اعمال ایشان را زشت می‏شمرند.]
2) [در حاشیه این پاراگراف،استاد شهید نوشته‏اند:]آیا منظور از عزاداری همدردی و تسلیت است و یا منظور بردن ثواب است؟!در صورتی که خود ثواب و کار درست و معقول دارای مصلحت ذاتی است.پس نخست‏باید ببینیم که آن مصلحت ذاتی که در سلسله علل حکم است چیست تا نوبت‏برسد به ثواب که در سلسله معلولات حکم است.
3) جمعه/2.

هیچ نظری موجود نیست: